تحلیل مسیر پیش‎بینی نگرش به ازدواج براساس میزان درآمد و تحصیلات با اثر تعدیل‎کنندگی مناسک دینی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 40 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IPF-2-4_001

تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده گسترده مقدمه و اهداف: ازدواج یکی از بنیادی‎ترین نهادهای اجتماعی است که نقشی اساسی در سامان‎دهی حیات فردی و جمعی ایفا می‎کند و نگرش افراد نسبت به آن از مهم‎ترین تعیین‎کننده‎های نیت و تصمیم برای تشکیل خانواده به شمار می‎رود. از دیدگاه نظریه رفتار برنامه‎ریزی‎شده، نگرش یکی از مولفه‎های اصلی شکل‎دهنده نیت رفتاری است و می‎تواند احتمال بروز رفتارهایی همچون انتخاب همسر و ورود به زندگی زناشویی را تحت‎تاثیر قرار دهد؛ با این حال، نظریه مبادله اجتماعی تاکید می‎کند که افراد ازدواج را در قالب فرایندی مبتنی بر ارزیابی هزینه‎ها و فایده‎ها درک و تجربه کرده، و عوامل اقتصادی و اجتماعی (به‎ویژه درآمد و تحصیلات) می‎توانند این ارزیابی را جهت‎دهی کنند. در جامعه‎ای مانند ایران که دین و ارزش‎های مذهبی جایگاه برجسته‎ای در نظام معنایی و هنجاری دارند، مناسک دینی یکی از ابعاد مهم دینداری است که می‎تواند در تبیین تفاوت‎های نگرش به ازدواج نقش‎آفرینی کند. پایبندی به مناسک دینی ضمن تقویت هنجارهای موافق ازدواج، ممکن است به تقلیل نگرش‎های بدبینانه و تقویت نگرش‎های مثبت نسبت به آن بینجامد؛ با این حال، میزان نقش‎آفرینی همزمان عوامل ساختاری مانند درآمد و تحصیلات در کنار سرمایه دینی در نگرش به ازدواج، به‎طور تجربی کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف پیش‎بینی نگرش به ازدواج براساس میزان درآمد و سطح تحصیلات با در نظر گرفتن نقش تعدیل‎کنندگی مناسک دینی و در چارچوب رویکرد تحلیل مسیر در میان بزرگسالان ساکن شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی‎ همبستگی با طرح پیمایش مقطعی است. جامعه آماری شامل بزرگسالان ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. با توجه به محدودیت‎های زمانی و دسترسی از روش نمونه‎گیری در دسترس برای انتخاب شرکت‎کنندگان استفاده شد که درنهایت ۲۷۳ نفر در پژوهش مشارکت کردند. معیارهای ورود شامل سن بزرگسالی، داشتن تجربه یا امکان بالقوه تصمیم‎گیری درباره ازدواج و تمایل آگاهانه به شرکت در مطالعه بود. برای گردآوری داده‎ها از سه نوع ابزار استفاده شد؛ نخست، پرسشنامه نگرش به ازدواج که ابعاد مختلف نگرش از جمله نگرش خوش‎بینانه و بدبینانه نسبت به ازدواج را می‎سنجد؛ دوم، سیاهه دینداری گلاک و استارک با تاکید بر بعد مناسکی که میزان پایبندی افراد به مناسک و اعمال دینی را ارزیابی می‎کند و سوم، فرم مشخصات جمعیت‎شناختی که اطلاعاتی مانند سن، جنس، میزان تحصیلات و سطح درآمد را ثبت می‎کند. تکمیل پرسشنامه‎ها به صورت خودگزارشی و پس از ارائه توضیح کافی درباره اهداف پژوهش و تضمین محرمانگی اطلاعات انجام شد. داده‎های گردآوری‎شده پس از بررسی اولیه و پاکسازی در چند مرحله تحلیل شدند؛ در گام نخست، آمار توصیفی برای توصیف ویژگی‎های نمونه و متغیرهای اصلی محاسبه شد. سپس برای بررسی روابط دو متغیره بین درآمد، تحصیلات، مناسک دینی و ابعاد نگرش به ازدواج از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد؛ در گام بعد، رگرسیون سلسله‎مراتبی برای آزمون قدرت پیش‎بینی درآمد و تحصیلات و همچنین مناسک دینی و اثرهای تعاملی آنها به کار رفت و درنهایت برای آزمون الگوی کلی روابط و برآورد اثرهای مستقیم و غیرمستقیم در چارچوبی منسجم از تحلیل مسیر در بستر مدل‎یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. کلیه تحلیل‎ها با سطح معناداری ۰۵/۰ انجام پذیرفت. یافته‎ها: نتایج آمار توصیفی نشان دادند که شرکت‎کنندگان از نظر سطح تحصیلات و میزان درآمد تنوع نسبی دارند و سطوح متفاوتی از پایبندی به مناسک دینی را گزارش کردند. تحلیل همبستگی پیرسون گویای آن بود که مناسک دینی با نگرش کلی به ازدواج رابطه معنادار دارد؛ به گونه‎ای که با افزایش پایبندی مناسکی، نگرش خوش‎بینانه نسبت به ازدواج تقویت و نگرش بدبینانه تضعیف می‎شود. درمقابل، بین میزان درآمد و اغلب ابعاد نگرش به ازدواج رابطه معناداری مشاهده نشد و ضریب همبستگی درآمد با شاخص‎های نگرش در حد غیرمعنادار باقی ماند. نتایج رگرسیون سلسله‎مراتبی نشان داد که با کنترل اثر متغیرهای جمعیت‎شناختی، مناسک دینی به عنوان قوی‎ترین پیش‎بین نگرش به ازدواج ظاهر می‎شود و سهم قابل توجهی از واریانس نگرش خوش‎بینانه و بدبینانه را تبیین می‎کند؛ با این‎ حال، تحصیلات صرفا توانست کاهش نگرش بدبینانه نسبت به ازدواج را پیش‎بینی کند و در تبیین سایر ابعاد نگرش نقش محدودی داشت. درآمد در مدل‎های رگرسیونی سهم تبیینی معناداری نشان نداد و در بسیاری از موارد از مدل نهایی کنار گذاشته شد. براساس تحلیل مسیر در چارچوب مدل‎یابی معادلات ساختاری، آثار مستقیم مناسک دینی بر نگرش به ازدواج معنادار و مثبت برای نگرش خوش‎بینانه و منفی برای نگرش بدبینانه تایید شد؛ درمقابل، مسیرهای مستقیم از درآمد به متغیرهای نگرش عمدتا غیرمعنادار بودند. تحصیلات نیز ارتباطی معنادار با کاهش نگرش بدبینانه داشت، اما به عنوان پیش بین نگرش خوش‎بینانه کمتر برجسته شد. آزمون اثرهای تعاملی مناسک دینی × درآمد و مناسک دینی × تحصیلات نشان داد که مناسک دینی نقش تعدیل‎کنندگی معناداری در روابط میان شاخص‎های اقتصادی-اجتماعی و نگرش به ازدواج ایفا نمی‎کند و اثرهای تعاملی از نظر آماری در سطح ۰۵/۰ معنادار نبودند. نتیجه‎گیری: برایند یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد که در بافت فرهنگی دینی ایران، سرمایه دینی و به طور خاص پایبندی به مناسک دینی، نسبت به شاخص‎های اقتصادی اجتماعی مانند درآمد و تحصیلات، نقش برجسته‎تری در تبیین نگرش به ازدواج ایفا می‎کند. مناسک دینی با تقویت نگرش‎های خوش‎بینانه و کاهش نگرش‎های بدبینانه می‎تواند زمینه روانی ارزشی مساعدتری برای تمایل به ازدواج فراهم آورد؛ درحالی‎که درآمد و تحصیلات تنها تا حدودی و به‎ویژه در کاهش نگرش بدبینانه نقش دارند. عدم معناداری اثرهای تعاملی نشان می‎دهد که مناسک دینی بیشتر به عنوان یک عامل مستقل، نه تعدیل‎کننده، در شکل‎دهی نگرش به ازدواج عمل می‎کند. بر این اساس پیشنهاد می‎شود سیاست گذاری‎ها و مداخلات حوزه جوانان و خانواده، ضمن توجه به بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای سطح تحصیلات بر تقویت دینداری مناسکی و توسعه برنامه‎های آموزش سواد ازدواج با حساسیت فرهنگی متمرکز شوند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

احسان امینی

دانشجوی دکتری روان‎شناسی، گروه روان‎شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد قم، قم، ایران.

علیرضا فاضلی مهرابادی

استادیار، گروه روان‎شناسی، دانشکده تربیتی و روان‎شناسی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسنده مسئول).