تحلیل هویتی طالبان پس از بازگشت به قدرت در چارچوب نظریه هویت مقاومت کاستلز
محل انتشار: فصلنامه راهبرد سیاسی، دوره: 10، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 94
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RAHSI-10-3_008
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
طالبان به عنوان جنبش بنیادگرا در افغانستان نقش اساسی را در روند جنگ داخلی افغانستان ایفا نموده است. اما این جنبش برخلاف دیگر گروه های اسلام گرا در افغانستان به سرعت رشد و گسترش یافت. در این نوشته سعی خواهد شد تا ریشه ها و مبانی فکری جنبش طالبان با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس چهارچوب نظری هویت مقاومت امانوئل کاستلز مورد بررسی قرار بگیرد و در ادامه این نکته آشکار خواهد شد که مبانی فکری طالبان از دو عامل قومی و دینی سرچشمه گرفته شده است و در این بین، عامل قومی سهم بسزایی در شکل گیری هویت طالبان به عنوان یک حرکت قومی- مذهبی داشته است و در پی مقاومت و حفاظت از عناصر و بنیادهای هویتی، قومی و دینی خود در برابر دیگر هویت های رقیب می باشد و بدین ترتیب بسیاری از رفتارهای واپسگرایانه این گروه در رابطه با دیگران همسو با نظریه هویت مقاومت امانوئل کاستلز معنا می یابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی شیاری
استادیار گروه آموزشی علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
پارسا باقری
دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.