تحلیل دکترین مسئولیت نیابتی به مثابه مبنای مسئولیت ناشی از هوش مصنوعی در حقوق ایران، با الهام از رویه قضایی کامن لا
محل انتشار: پژوهش نامه حقوق اسلامی، دوره: 27، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 35 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ILRJ-27-1_013
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی، نظام های حقوقی در سراسر جهان و از جمله نظام حقوقی ایران را با مسائل نوینی مواجه ساخته که شاید برجسته ترین آن، نحوه انتساب مسئولیت ناشی از خروجی های هوش مصنوعی و رفع «خلاء مسئولیت» ناشی از آن است. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب حقوقی کارآمد، به تحلیل ظرفیت دکترین مسئولیت نیابتی برای پاسخگویی به این مساله می پردازد. هدف اصلی، تبیین مبانی موجهه اعمال این دکترین بر اشخاص به کارگیرنده سامانه های هوشمند، و امکان سنجی انطباق عناصر ماهوی آن با ویژگی های منحصربه فرد هوش مصنوعی خواهد بود. در این راستا، نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی، مبانی و عناصر این دکترین را در پرتو ویژگی های هوش مصنوعی صورت بندی کرده و با اصول مشابه در حقوق ایران تطبیق می دهد. تحلیل مبانی مسئولیت نیابتی موید آن است که اصولی چون ظرفیت برتر اقتصادی اصیل جهت جبران خسارت بزه دیده و مدیریت ریسک، منطق حقوقی اقتصادی ایجاد ریسک توسط شرکت استفاده کننده و ضرورت درونی سازی هزینه ها، و همچنین ماهیت ابزاری و عملکرد ادغام شده هوش مصنوعی در فعالیت اصیل و کنترل راهبردی وی بر آن، توجیه پذیری اعمال مسئولیت نیابتی در این حوزه را مدلل می سازد. بر این اساس، عناصر دکترین مذکور مورد بررسی قرار گرفته و استدلال می شود که معیار کامن لایی «رابطه شبیه به استخدام» به نحو موثری قادر به تبیین پیوند حقوقی میان شخص اصیل و سامانه هوشمند است، و معیار «ارتباط نزدیک» اتصال میان فعل مجرمانه ناشی از سیستم و رابطه مذکور را برقرار می سازد. نهایتا، این نتیجه حاصل شده است که دکترین مسئولیت نیابتی، چارچوبی منسجم، قابل دفاع و کارآمد برای انتساب مسئولیت به به کارگیرندگان هوش مصنوعی فراهم می آورد، و این چارچوب می تواند به مثابه مبنایی عملی برای قانون گذاری هوش مصنوعی در نظام حقوقی ایران و البته دیگر نظام های حقوقی که از این «خلاء مسئولیت» رنج می برند مورد توجه قرار گیرد؛ بر همین بنیاد، نگارندگان پیشنهادهایی نیز در خاتمه مقاله ارائه کرده اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عباس شیری
دانشیار، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
محمدرضا برزگر
دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :