نمود پست مدرنیسم و پاپ آرت در هنر شهری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 71
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ISAU-16-1_014
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
پست مدرنیسم، عقل را محور مدرنیته و نظام اقتدار و سلطه آن می داند و با نقد عقل و نشان دادن تاریخی بودن آن، همه چیز را تابع مختصات نسبی قدرت، زمان و فضا قرار می دهد. جریان پست مدرن از همان آغاز و از دهه ۱۹۶۰، گرایشی رادیکال و انتقادی داشت که یکی پس از دیگری عرصه های مختلف شناخت و فعالیت بشری را دگرگون کرد. یکی از عرصه های پرتب وتاب این انقلاب فکری-حسی، بی تردید ساحت هنر بوده است. در این حوزه، هنر پاپ نیز هم زمان با گسترش این تحولات، از اواخر دهه ۱۹۵۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ به اوج فعالیت و تاثیرگذاری خود رسید. در این راستا و برخلاف کل گرایی و امپریالیسم زیبایی شناختی مدرنیسم، هنر پست مدرن همواره مشوق بازگشت به زمینه گرایی و توجه به هنرهای بومی، محلی و به ویژه هنر عامه بوده است. هنر عامه در زندگی پست مدرن بر هنر شهری نیز تاثیر گذاشته است. با این حال، پرسش محوری آن است که پست مدرنیسم و پاپ آرت چگونه بر هنر شهری تاثیر گذاشته اند؛ پرسشی که پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای در پی پاسخ گویی به آن است. اگر عصر پست مدرن را عصر انتخاب های بی شمار بدانیم، این امر تا حدی نتیجه پدیده هایی است که از آن ها با عنوان انفجار اطلاعات، ظهور دانش سازمان یافته و ارتباطات جهانی یاد می شود. بررسی نمونه هایی از پاپ آرت در حیات شهری نشان می دهد که سبک های هنری پست مدرن و پاپ آرت در برساخت اجتماعی هنر مداخله می کنند و در نهایت، آن را به امری مردمی و در دسترس همگان بدل می سازند. پاپ آرت با هدف نقد مصرف گرایی، در همین مسیر حرکت می کند؛ مسیری که می توان آن را همسو با غایتی دانست که پست مدرنیسم، با به چالش کشیدن اقتدار، نخبه گرایی و سلطه در مدرنیسم، همواره در پی آن بوده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مینا جمالی
دانشجوی دکترای فلسفه هنر، گروه فلسفه هنر، دانشکده علوم انسانی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
فواد حبیبی
استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
مریم جمالی
استادیار، گروه هنر و معماری، واحد فسا، دانشگاه آزاد اسلامی، فسا، ایران.
سیدصادق زمانی
استادیار، گروه فلسفه هنر، دانشکده علوم انسانی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :