منطق های استدلال، تفسیر و اعتباربخشی در مطالعات تزئینات هندسی معماری دوره سلجوقیان بزرگ
محل انتشار: مجله تاریخ علم، دوره: 24، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIHS-24-2_001
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
تزئینات هندسی معماری دوره سلجوقیان بزرگ، از مهم ترین موضوعات مطالعات هنر اسلامی است که درباره آن تفسیرهای متنوع و گاه متعارضی شکل گرفته است. این تنوع، مسئله چگونگی شکل گیری و اعتبار این خوانش ها را نیز پیش می کشد و این سوال را طرح می کند که پژوهشگران بر چه اساسی از آثار و شواهد موجود، به تبیین های متفاوت تاریخی، نمادین یا متافیزیکی رسیده اند و اعتبار این تبیین ها را چگونه توجیه کرده اند؟ این پژوهش در حوزه تاریخ نگاری هنر اسلامی قرار می گیرد و با تحلیلی روش شناختی و انتقادی، منطق های استدلال، تفسیر و اعتباربخشی را در سه گرایش شاخص مطالعات تزئینات هندسی سلجوقی بررسی و مقایسه می کند: رویکرد توصیفی باستان شناختی، رویکرد حکمی سنت گرایانه و رویکردهای تاریخی نگرزمینه مند. هدف پژوهش، تفسیر تزئینات هندسی یا ترجیح یکی از خوانش های موجود نیست، بلکه تحلیل شیوه هایی است که هر اثر از طریق آن ها، داده ها را به شاهد تبدیل می کند، میان شواهد و مدعیات پیوند استدلالی برقرار و اعتبار نتایج خود را توجیه می کند. تحلیل نشان می دهد رویکرد توصیفی باستان شناختی در مستندسازی، تاریخ گذاری و طبقه بندی سبکی از پشتوانه تجربی نیرومندی برخوردارست و بنیان داده ای مطالعات بعدی را فراهم می کند؛ بااین حال، در گذار به دعاوی تبیینی گسترده تر، به شواهد میانجی بیشتری نیاز دارد. رویکرد حکمی سنت گرایانه ظرفیت های نمادین و متافیزیکی هندسه را برجسته می سازد، اما دعاوی آن درباره معنای آثار معین، بدون ارزیابی مستقل تاریخی، عمدتا بر انسجام درونی نظام رمزی و تناظرهای پذیرفته شده در همان چارچوب استوار می ماند. رویکردهای تاریخی نگر نیز یکدست نیستند و می توان چهار الگوی فرهنگی ادراکی، نشانه شناختی زمینه مند، نمادین ایدئولوژیک و فنی کارگاهی را در میان آن ها تفکیک کرد که هر یک در گذار از قرائن تاریخی یا فرمی به تبیین با محدودیت هایی روبه رو هستند. نتیجه پژوهش آن است که اعتبار هیچ تفسیر یا رویکردی صرفا از انسجام درونی یا عنوان روش شناختی آن حاصل نمی شود، بلکه به تناسب میان پرسش، داده، نحوه تبدیل داده به شاهد، ساختار استدلال، سطح مدعا و حدود تعمیم وابسته استتزئینات هندسی معماری دوره سلجوقیان بزرگ، از مهم ترین موضوعات مطالعات هنر اسلامی است که درباره آن تفسیرهای متنوع و گاه متعارضی شکل گرفته است. این تنوع، مسئله چگونگی شکل گیری و اعتبار این خوانش ها را نیز پیش می کشد و این سوال را طرح می کند که پژوهشگران بر چه اساسی از آثار و شواهد موجود، به تبیین های متفاوت تاریخی، نمادین یا متافیزیکی رسیده اند و اعتبار این تبیین ها را چگونه توجیه کرده اند؟ این پژوهش در حوزه تاریخ نگاری هنر اسلامی قرار می گیرد و با تحلیلی روش شناختی و انتقادی، منطق های استدلال، تفسیر و اعتباربخشی را در سه گرایش شاخص مطالعات تزئینات هندسی سلجوقی بررسی و مقایسه می کند: رویکرد توصیفی باستان شناختی، رویکرد حکمی سنت گرایانه و رویکردهای تاریخی نگرزمینه مند. هدف پژوهش، تفسیر تزئینات هندسی یا ترجیح یکی از خوانش های موجود نیست، بلکه تحلیل شیوه هایی است که هر اثر از طریق آن ها، داده ها را به شاهد تبدیل می کند، میان شواهد و مدعیات پیوند استدلالی برقرار و اعتبار نتایج خود را توجیه می کند. تحلیل نشان می دهد رویکرد توصیفی باستان شناختی در مستندسازی، تاریخ گذاری و طبقه بندی سبکی از پشتوانه تجربی نیرومندی برخوردارست و بنیان داده ای مطالعات بعدی را فراهم می کند؛ بااین حال، در گذار به دعاوی تبیینی گسترده تر، به شواهد میانجی بیشتری نیاز دارد. رویکرد حکمی سنت گرایانه ظرفیت های نمادین و متافیزیکی هندسه را برجسته می سازد، اما دعاوی آن درباره معنای آثار معین، بدون ارزیابی مستقل تاریخی، عمدتا بر انسجام درونی نظام رمزی و تناظرهای پذیرفته شده در همان چارچوب استوار می ماند. رویکردهای تاریخی نگر نیز یکدست نیستند و می توان چهار الگوی فرهنگی ادراکی، نشانه شناختی زمینه مند، نمادین ایدئولوژیک و فنی کارگاهی را در میان آن ها تفکیک کرد که هر یک در گذار از قرائن تاریخی یا فرمی به تبیین با محدودیت هایی روبه رو هستند. نتیجه پژوهش آن است که اعتبار هیچ تفسیر یا رویکردی صرفا از انسجام درونی یا عنوان روش شناختی آن حاصل نمی شود، بلکه به تناسب میان پرسش، داده، نحوه تبدیل داده به شاهد، ساختار استدلال، سطح مدعا و حدود تعمیم وابسته است
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی بهشتی نژاد
مربی، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :