هدف این پژوهش بررسی امکان و حدود اعطای برخی اختیارات قضایی به
پلیس و مطالعه راهکارهای بهره گیری از ساختار
پلیس قضایی در نظام های کیفری بوده است. در سال های اخیر، اعطای اختیارات قضایی به
پلیس در برخی کشورها، چالش هایی را در زمینه تداخل در اصل تفکیک قوا و استقلال
قوه قضائیه ایجاد کرده است؛ از این رو مسئله اصلی پژوهش این است که حدود مداخله قضایی پلیس، الزامات و نحوه انجام آن در کشورهای انگلستان،
فرانسه و
ایران چگونه است و چگونه می توان دغدغه تمرکز وظایف پلیسی-قضایی (از کشف جرم تا صدور حکم) در نهاد
پلیس را برطرف کرد؟ به نظر می رسد با الگوگیری از تجربه های موفق بین المللی و بازتعریف ساختار «پلیس قضایی»، می توان در صورت وجود آموزش های تخصصی، ضوابط استخدامی سخت گیرانه و نظارت مستمر بر ماموران، برخی اختیارات قضایی محدود را بدون آسیب به اصول دادرسی منصفانه به
پلیس در
ایران اعطا کرد. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مطالعه ای تطبیقی به بررسی قوانین، ساختارها و رویکردهای سه کشور انگلستان،
فرانسه و
ایران پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه تمرکز اختیارات کشف، اتهام زنی و صدور حکم در
پلیس دغدغه های جدی ایجاد می کند، اما تجربه کشورهای
فرانسه و
انگلستان در استفاده از
پلیس قضایی و تخصصی کردن وظایف، تا حد زیادی این نگرانی ها را رفع کرده است. در نتیجه، در نظام کیفری
ایران نیز در صورت اعمال نظارت کافی، تدوین قوانین سخت گیرانه استخدامی و آموزش تخصصی ماموران و ضابطان، امکان اعطای برخی اختیارات محدود قضایی به
پلیس جهت تسریع در فرایند عدالت کیفری وجود دارد.