منطقه غرب آسیا و مناطقی در افریقا (لیبی، سوادن و...) مواجهه با حوادث و جنگهایی است که متاثر از رقابتهای محیط بیرونی (نظام بینالملل) شکل میگیرند. جنگ در این مناطق به عنوان حربه ای از طرف کشورهای بزرگ برای فشار آوردن به رقبای بین المللی خود می باشد. لیکن، در این بین کشورهای میزبان جنگ صدمات جبران ناپذیری را متحمل می شوند. مداخله قدرتهای فرامنطقهای در غرب آسیا، حاکم شدن وضعیت ژئوپلیتیک آشوب در این منطقه را درپی داشته است. نتیجه این امر وقوع جنگهای نیابتی متعدد در این مناطق است. پاسخگو کردن کشورها در مقابل جامعه جهانی، جبران خسارت های زیانبار مالی، معنوی و در انزوا قرار دادن این کشورها، می تواند سهم بسزایی در حل این بحران ایفا کند. پرسش پژوهش حاضر این است که چگونه میتوان با استفاده از سازوکارهای بینالمللی، بحران ناشی از جنگهای نیابتی را در مناطقی نظیر خاورمیانه و آفریقا کاهش داد؟ به نظر میرسد که میتوان با استفاده از ظرفیت سازمان ملل متحد و کمیسیون حقوق بینالملل، مسئولیت بینالمللی دولتهای ثالث در جنگهای نیابتی را مشخص کرده و از این طریق به کاهش اثرات ناشی از جنگهای نیابتی اقدام کرد. همچنین قوانین موجود که معمولا توسط ارکانی از سازمان های بین المللی تدوین می گردد و همین قدرت های بزرگ در آن تاثیرگذار می باشند، می تواند در بهبود عملکردی این دولت ها اثر مثبت داشته باشد و کشورهای عضور سازمان ملل با طرح موضوعات مختلف در زمینه جنگ می توانند تاثیرگذاری خود را نشان دهند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی نشان داده شد که جنگهای نیابتی به دلیل آنکه ناشی از مداخلات خارج از مناطق است، تکیه بر الگوهای دانش روابط بینالملل نظیر موازنه قوا، صرفا موجب افزایش سطح برخوردها و تلفات شده، و بهترین شیوه برای کاهش بحران ناشی از جنگهای نیابتی، اقدامات پیشگیرانه حقوقی است.