ظهور شبکه های اجتماعی، پویایی
قدرت در جوامع مدرن را متحول کرده و چارچوب های نظری سنتی
قدرت را به چالش کشیده است. این پژوهش، با بررسی نقش
شبکه های اجتماعی در بازتعریف مفهوم
قدرت در جریان
اعتراضات ۲۰۱۹
لبنان و عراق، از روش تحلیل محتوا برای بررسی داده های گردآوری شده از این شبکه ها استفاده کرده است. یافته ها نشان می دهد که
شبکه های اجتماعی نه تنها به عنوان ابزاری برای انتشار سریع اطلاعات، بلکه به عنوان ابزاری موثر در شکل دهی افکار عمومی، سازماندهی
اعتراضات و بسیج مردمی عمل کرده اند. در جریان این اعتراضات، هشتگ ها به عنوان ابزاری برای هماهنگی و انتقال پیام، نقشی کلیدی در ایجاد انسجام بین معترضان ایفا کرده اند. این امر منجربه افزایش آگاهی عمومی و تسریع فرآیند بسیج اجتماعی شده است. علاوه بر این، اینفلوئنسرها و
رسانه های مستقل در ارائه دیدگاه های انتقادی، به چالش کشیدن گفتمان رسمی و تضعیف روایت های دولتی نقش موثری داشته اند. از سوی دیگر، انتشار گسترده تصاویر و ویدئوهای اعتراضی، نقش
شبکه های اجتماعی را در شکل دهی به افکار عمومی و جلب همبستگی بین المللی پررنگ تر کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این فضا،
قدرت بیشتر از طریق «قدرت نرم» اعمال می شود. این تغییر باعث تحول در مفهوم
قدرت از سلطه مستقیم به نفوذ و اقناع شده است. همچنین،
شبکه های اجتماعی موجب کاهش اقتدار دولت ها و تقویت
قدرت مردمی شده اند و به عنوان یک ابزار چالش برانگیز در برابر ساختارهای سنتی
قدرت عمل کرده اند. به علاوه، این شبکه ها با ایجاد فضاهای جدید برای گفت وگو و تبادل اطلاعات، به توسعه آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم کمک کرده اند. لذا،
شبکه های اجتماعی نه تنها
رسانه هایی برای اطلاع رسانی هستند، بلکه بستری برای تغییر و بازتعریف مفهوم
قدرت در جوامع مدرن به شمار می روند. این امر اهمیت تحلیل نقش این شبکه ها در تحولات سیاسی و اجتماعی را دوچندان می کند و ضرورت بررسی تاثیرات آن بر آینده نظام های حکمرانی و ساختارهای سیاسی را آشکار می سازد.