فراتر از فرم بازاندیشی در نقش متغیرهای کالبدی، اجتماعی و نهادی در موفقیت و شکست پروژه های مسکن انبوه؛ مروری انتقادی بر تجربه پرویت - ایگو و مسکن مهر
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی مقاوم سازی لرزه ای
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICST05_0945
تاریخ نمایه سازی: 10 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و ضرورت تحقیق پروژه های مسکن انبوه به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای مداخله دولت ها در تامین مسکن، همواره در کانون مباحث نظری و تجربی شهرسازی قرار داشته اند. در این میان تجربه تخریب مجموعه مسکونی پرویت - ایگو در ایالات متحده آمریکا در بسیاری از مطالعات شهرسازی به عنوان نمونه ای شاخص از ناکامی برخی الگوهای مسکن انبوه مدرن مطرح شده است. در مقابل طرح مسکن مهر در ایران با وجود برخورداری از برخی شباهت های کالبدی با الگوهای مسکن انبوه مدرنیستی مسیر متفاوتی را طی کرده و در بسیاری از موارد به تداوم سکونت انجامیده است. این تفاوت در سرنوشت دو تجربه، ضرورت بازاندیشی در نقش ویژگی های کالبدی و بررسی سهم متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی در موفقیت یا شکست پروژه های مسکن انبوه را برجسته می سازد. هدف و روش تحقیق پژوهش حاضر با هدف واکاوی انتقادی عوامل موثر بر سرنوشت پروژه های مسکن انبوه و نقد رویکرد جبر کالبدی در بخشی از ادبیات شهرسازی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از حیث روش کیفی و مبتنی بر مرور انتقادی ادبیات (Critical Literature Review) است. داده های مورد نیاز از طریق بررسی منابع علمی، اسناد سیاستی، پژوهش های دانشگاهی و گزارش های مرتبط با تجربه پرویت - ایگو و طرح مسکن مهر گردآوری شده و به شیوه تحلیل تطبیقی - تفسیری مورد بررسی قرار گرفته اند. قلمرو تحقیق شامل بررسی مجموعه ای از عوامل کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و نهادی موثر بر عملکرد پروژه های مسکن انبوه است و قلمرو مکانی آن دو تجربه شاخص یعنی پروژه پرویت - ایگو در شهر سنت لوئیس ایالات متحده آمریکا و طرح مسکن مهر در ایران را در بر می گیرد. یافته ها نشان می دهد که اگرچه برخی ویژگی های کالبدی نظیر تراکم ساختمانی، الگوهای تکرار شونده ساخت و ساز و مقیاس بزرگ توسعه در هر دو تجربه قابل مشاهده است، اما عوامل غیر کالبدی نقش تعیین کننده تری در شکل گیری نتایج نهایی ایفا کرده اند. در تجربه پرویت - ایگو، تمرکز فقر، افول اقتصادی، ضعف نظام مدیریت و نگهداری و تضعیف سرمایه اجتماعی از عوامل مهم در شکل گیری روند افول و شکست پروژه بوده اند؛ در حالی که در تجربه مسکن مهر گسترش مالکیت فردی، وجود شبکه های خویشاوندی و اجتماعی، تقاضای پایدار برای مسکن و استمرار مداخلات دولتی در تامین زیرساخت ها به تداوم سکونت و پایداری نسبی این پروژه ها کمک کرده است. نتیجه گیری بیانگر آن است که تبیین موفقیت یا شکست پروژه های مسکن انبوه صرفا بر مبنای ویژگی های کالبدی رویکردی تقلیل گرایانه و ناکافی است. سرنوشت این پروژه ها حاصل برهم کنش مجموعه ای از متغیرهای اجتماعی، اقتصادی، نهادی و مدیریتی در کنار ویژگی های کالبدی است. بر این اساس پژوهش حاضر بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفا کالبد محور به چارچوب های تحلیلی چند بعدی و نهادی در برنامه ریزی، سیاست گذاری و ارزیابی پروژه های مسکن انبوه تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکبر نوروزی
گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، ایران