تحلیل الگوهای تعامل مدرسه و محله در قالب فضاهای عمومی مشترک مطالعه تطبیقی نمونه های منتخب در شهرهای بارانی شمال ایران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICST05_0275

تاریخ نمایه سازی: 10 مهر 1405

چکیده مقاله:

دهه های اخیر رویکردهای نوین در معماری آموزشی بر بازتعریف نقش مدرسه از یک فضای صرفا آموزشی به یک عنصر فعال در ساختار اجتماعی و شهری تاکید دارند. در این میان تقویت تعامل میان مدرسه و محله از طریق طراحی فضاهای عمومی و نیمه عمومی مشترک به عنوان یکی از راهکارهای موثر در ارتقای کیفیت محیط های آموزشی و افزایش سرمایه اجتماعی مطرح شده است. با این حال در بسیاری از شهرهای ایران به ویژه در بستر اقلیم های بارانی شمال کشور این ارتباط به صورت مطلوب شکل نگرفته و مدارس غالبا به صورت فضاهایی منفصل از بافت شهری طراحی شده اند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل الگوهای تعامل میان مدرسه و محله در قالب فضاهای عمومی مشترک و ارائه اصول طراحی قابل انطباق با شهرهای بارانی شمال ایران انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی تطبیقی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل نمونه های موردی گردآوری شده اند. در این راسته دو نمونه بین المللی شامل Orestad Gymnasium و Vitra Telefonplan مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای تعامل موفق میان مدرسه و محله مبتنی بر شاخص هایی همچون نفوذپذیری فضایی، پیوستگی فضایی، فضاهای بینابینی، چند عملکردی بودن و انعطاف پذیری عملکردی هستند. همچنین نتایج نشان می دهد که ترکیب رویکرد مدرسه به عنوان فضای شهری و یادگیری انعطاف پذیر و غیرسنتی می تواند زمینه ساز طراحی مدارس خلاق و تعامل محور باشد. نهایتا پژوهش تاکید می کند که در بستر اقلیم های بارانی شمال ایران، توجه به فضاهای نیمه باز و سازگار با شرایط اقلیمی نقش مهمی در تحقق تعامل موثر میان مدرسه و محله دارد.

نویسندگان

پویا رجبی آقمسجدا

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان

مهرداد جواهریان

عضو هیئت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه گیلان