واکاوی پتانسیل های هوش مصنوعی در حمایت از فرایند های تفکر خلاق و شخصی سازی خلاقیت دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HSPR-10-112_002

تاریخ نمایه سازی: 5 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی پتانسیل های هوش مصنوعی در حمایت از فرایندهای تفکر خلاق و شخصی سازی خلاقیت دانش آموزان انجام شد. با توجه به گسترش فناوری های هوشمند در محیط های آموزشی و ضرورت توجه به تفاوت های فردی در پرورش خلاقیت، این پژوهش به بررسی چگونگی تاثیر ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی بر ابعاد مختلف تفکر خلاق شامل سیالی، انعطاف پذیری، ابتکار و بسط ایده ها پرداخت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان یک مدرسه در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ تشکیل دادند که از میان آنان ۶۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۳۰ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۰ هفته در معرض فعالیت های آموزشی مبتنی بر سامانه های هوش مصنوعی با قابلیت ارائه بازخورد شخصی سازی شده، تولید ایده، حل مسئله خلاق و پیشنهاد مسیرهای یادگیری متناسب با ویژگی های فردی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از روش های متداول آموزشی بهره برد. داده ها از طریق آزمون تفکر خلاق تورنس، مقیاس خلاقیت فردی و پرسشنامه ادراک یادگیری شخصی سازی شده گردآوری شد. روایی محتوایی ابزارها به تایید هشت نفر از متخصصان حوزه برنامه ریزی آموزشی و فناوری آموزشی رسید و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۹۱/۰، ۸۸/۰ و ۹۰/۰ برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۹ و AMOS نسخه ۲۴ و از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیره و مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی تاثیر مثبت و معناداری بر تفکر خلاق دانش آموزان دارد (β=۰.۵۷, p<۰.۰۰۱) و توانست ۴۸ درصد از واریانس خلاقیت را تبیین کند (R²=۰.۴۸). همچنین شخصی سازی یادگیری نقش میانجی معناداری در رابطه بین استفاده از هوش مصنوعی و خلاقیت ایفا کرد (β=۰.۳۱, p<۰.۰۱)، به گونه ای که اثر غیرمستقیم هوش مصنوعی بر خلاقیت برابر با ۰.۱۸ برآورد شد. شاخص های برازش مدل نیز مطلوب گزارش شد (CFI=۰.۹۵، TLI=۰.۹۴، RMSEA=۰.۰۴۹). نتایج نشان داد دانش آموزانی که از محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، در تولید ایده های متنوع تر، ارائه راه حل های نوآورانه تر و توسعه پاسخ های خلاقانه عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی، در صورت طراحی آموزشی مناسب، می تواند به عنوان ابزاری موثر برای شناسایی تفاوت های فردی، تقویت فرایندهای شناختی خلاق و ارائه مسیرهای یادگیری متناسب با ویژگی های هر دانش آموز عمل کند.

نویسندگان

یونس خان فدردی

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه شهید چمران اهواز

سیاوش میهمی

لیسانس آموزش ابتدایی،آموزگار ابتدایی قروه

رقیه غرایی میلانی

کارشناسی شیمی دبیر آموزش و پرورش ،دبیر شیمی دبیرستان نمونه دولتی حجاب اسکو

سیده فاطمه سیاوش

کارشناسی آموزش زبان،دبیر زبان متوسطه دوم بندر امام خمینی، استان خوزستان