از پوشش دینی تا هویت دینی؛ تحلیل تطبیقی تحول مفهوم حجاب در ادیان ابراهیمی
محل انتشار: نشریه آفاق علوم انسانی، دوره: 10، شماره: 113
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HSPR-10-113_001
تاریخ نمایه سازی: 5 مهر 1405
چکیده مقاله:
حجاب و پوشش دینی از جمله پدیده هایی است که در هر سه سنت بزرگ ابراهیمی، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، با مفاهیمی چون حیا، عفاف، کرامت، هویت دینی، نظم اخلاقی و نسبت زن و جامعه پیوند یافته است. با وجود این، تقلیل حجاب در ادیان ابراهیمی به یک الگوی واحد، از نظر تاریخی و الهیاتی نادرست است؛ زیرا هر سنت دینی در بستر متنی، تفسیری و اجتماعی خاص خود، معنا و کارکرد متفاوتی برای پوشش تعریف کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی تاریخی، مفهوم پوشش و حجاب را در متون مقدس، تفاسیر و آثار شماری از متفکران برجسته یهودی، مسیحی و مسلمان بررسی می کند و تحول آن را از یک رفتار ظاهری به یک نظام اخلاقی و در نهایت به نشانه ای از هویت دینی تحلیل می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در یهودیت، پوشش موی زنان به ویژه در سنت ربانی با مسئله وضعیت تاهل، حریم خانوادگی و هویت جامعه دینی پیوند خورده است؛ در مسیحیت، متون پولسی و سپس نوشته های پدران کلیسا، پوشش سر زن را با حیا، نظم جنسیتی، عبادت و هویت مسیحی مرتبط کرده اند، هرچند شواهد تاریخی نشان می دهد که عملکرد اجتماعی پوشش همواره یکسان نبوده است. در اسلام نیز قرآن ضمن تاکید هم زمان بر نگاه، عفاف و پوشش، برای پوشش زنان مومنه کارکردی اخلاقی، اجتماعی و هویتی قائل شده است. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که «پوشش» در مرحله نخست یک رفتار دینی، در مرحله دوم یک نماد اخلاقی و در مرحله سوم، در شرایط خاص تاریخی، به نشانه ای از هویت جمعی و تمایز دینی تبدیل می شود. بنابراین، حجاب را نمی توان صرفا پدیده ای مربوط به لباس دانست؛ بلکه باید آن را در تقاطع الهیات، اخلاق، بدن، قدرت، جنسیت و هویت دینی مطالعه کرد.
نویسندگان
احسان شریفی علون آبادی
کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی، آموزش و پرورش اصفهان – ناحیه ۲
محمدرضا افروغ
دکترای الهیات- ادیان و عرفان- دانشگاه فرهنگیان اصفهان