انسجام سازمانی به مثابه دارایی نامشهود: یک تحلیل مفهومی در سازمان های خدماتی (مطالعه موردی شهرداری)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MODIRACONF14_130
تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر سازمان ها به ویژه سازمان های خدماتی در معرض محیطی قرار گرفته اند که ویژگی های اصلی آن شامل پیچیدگی، پویایی، عدم قطعیت و تغییرات اساسی در انتظارات ذی نفعان است. در چنین شرایطی تکیه صرف بر منابع مشهود، ساختارهای رسمی و سازوکارهای سنتی مدیریت دیگر تضمین کننده بقا، اثربخشی و پایداری سازمانی نیست. این تحول زمینه ساز تغییر پارادایم در ادبیات مدیریت شده و توجه پژوهشگران و مدیران را به نقش دارایی های نامشهود و سرمایه های نرم سازمانی معطوف ساخته است. در میان این دارایی ها مفهومی که با وجود اهمیت بنیادین کمتر به صورت مستقل و نظام مند مورد واکاوی نظری قرار گرفته انسجام سازمانی است. انسجام سازمانی به عنوان یک پدیده چندبعدی بیانگر میزان هم راستایی ارزش ها، باورها، اهداف، هنجارها و الگوهای رفتاری میان اعضای سازمان و سطوح مختلف آن است. این مفهوم نه تنها بر کیفیت تعاملات درون سازمانی اثرگذار است بلکه به طور غیرمستقیم بر ظرفیت سازمان برای یادگیری، سازگاری، تصمیم گیری موثر و پاسخگویی به تغییرات محیطی نیز تاثیر می گذارد. با این حال بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود انسجام سازمانی را یا به طور ضمنی ذیل مفاهیمی نظیر فرهنگ سازمانی، سرمایه اجتماعی یا تعهد سازمانی بررسی کرده اند یا آن را صرفا به عنوان پیامدی از سایر متغیرهای سازمانی تلقی نموده اند. این رویکردها موجب شده است که جایگاه انسجام سازمانی به عنوان یک دارایی نامشهود مستقل و راهبردی به درستی تبیین نشود. هدف این مقاله ارائه یک تحلیل مفهومی و نظری از انسجام سازمانی به مثابه دارایی نامشهود در سازمان های خدماتی است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و مرور انتقادی ادبیات تلاش می کند ضمن تبیین ابعاد و مولفه های انسجام سازمانی، پیوند آن را با سرمایه های نرم سازمانی شامل سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی، سرمایه دانشی و سرمایه اجتماعی تشریح نماید. استدلال اصلی مقاله آن است که انسجام سازمانی نه تنها حاصل برهم کنش این سرمایه هاست، بلکه خود به عنوان یک سازوکار هم افزا نقش کلیدی در فعال سازی، جهت دهی و اثربخشی آنها ایفا می کند. نتایج مفهومی این پژوهش نشان می دهد که در سازمان های خدماتی انسجام سازمانی می تواند به عنوان یک منبع راهبردی زمینه ساز کاهش اصطکاک های سازمانی، افزایش اعتماد و همکاری، ارتقای یادگیری جمعی و تقویت توان سازمان در مواجهه با شرایط عدم قطعیت باشد. در پایان مقاله با شناسایی شکاف های نظری موجود پیشنهادهایی برای توسعه چارچوب های مفهومی و پژوهش های آینده در حوزه انسجام سازمانی ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مژگان خضری
کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی استراتژیک