اتحاد درمانی انسان محور در روان درمانی یاری شده با هوش مصنوعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CNTCONF07_111

تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405

چکیده مقاله:

مقدمه با گسترش شتابان هوش مصنوعی در حوزه سلامت روان روان درمانی به تدریج وارد مرحله ای تازه شده است که در آن ابزارهای دیجیتال نه فقط در نقش تسهیل گر اطلاعات بلکه به عنوان واسطه ای فعال در فرایند ارزیابی، پایش و حتی مداخله ظاهر می شوند. با این حال در قلب این تحول فناورانه یک پرسش بنیادین همچنان پابرجاست آیا می توان در تعامل با یک عامل هوشمند چیزی معادل اتحاد درمانی شکل داد؟ اتحاد درمانی به عنوان یکی از مهم ترین پیش بین های اثربخشی روان درمانی متکی بر پیوند عاطفی، توافق بر اهداف و همکاری بر سر وظایف درمانی است؛ مولفه هایی که انتقال آنها به محیط الگوریتمی بدون تقلیل معنای انسانی رابطه چالشی جدی به شمار می آید. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی امکان پذیری، حدود و شرایط شکل گیری اتحاد درمانی انسان محور در روان درمانی یاری شده با هوش مصنوعی انجام شد. روش کار این مطالعه از نوع تحلیلی مفهومی با رویکرد مرور تحلیلی شواهد و تلفیق نظری انجام شد. در این چارچوب پژوهش های مرتبط با سلامت روان دیجیتال، چت بات های درمانی، مداخلات مبتنی بر هوش مصنوعی، تجربه کاربری، اخلاق الگوریتمی و اتحاد درمانی بررسی و به صورت نظام مند تحلیل شدند. تمرکز اصلی بر استخراج مولفه هایی بود که می توانند به حفظ جنبه انسان محور در تعاملات درمانی دیجیتال کمک کنند؛ از جمله شفافیت عملکرد سیستم، حساسیت به بافت فرهنگی، قابلیت ارجاع به درمانگر انسانی و طراحی پاسخ های همدلانه اما غیر ادعایی. همچنین مدل های نظری مرتبط با اتحاد درمانی و تعامل انسان رایانه برای تبیین ابعاد رابطه ای این پدیده مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که هوش مصنوعی اگرچه در غربالگری اولیه، پایش نشانه ها، کاهش موانع دسترسی و ارائه بازخورد فوری توانمند است اما در بازتولید کامل کیفیت رابطه درمانی انسانی با محدودیت های بنیادین مواجه است. در عین حال اگر طراحی سیستم بر مبنای اصول انسان محوری، اخلاق حرفه ای، تجربه کاربری امن و ارجاع پذیری بالینی انجام شود می تواند به جای جایگزینی درمانگر، نقش مکمل و تسهیل گر را ایفا کند. نتیجه گیری هوش مصنوعی در روان درمانی نه باید به مثابه جانشین رابطه انسانی بلکه به عنوان ابزاری برای تقویت دسترسی، ارتقای خودآگاهی و پشتیبانی از مراقبت زودهنگام در نظر گرفته شود. اتحاد درمانی در بستر دیجیتال زمانی معنا می یابد که فناوری در خدمت رابطه انسانی قرار گیرد نه در جایگاه جایگزین آن.

نویسندگان

اسماعیل زارع زاده

گروه روان شناسی موسسه آموزش عالی لیان بوشهر، ایران

محمد حسین رودباری

مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران