واکاوی نقش هوش مصنوعی مولد (Generative AI) بر عدالت آموزشی و کاهش شکاف دیجیتال در مدارس متوسطه: یک مطالعه مروری سیستماتیک
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 77
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-3-5_067
تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش هوش مصنوعی مولد بر عدالت آموزشی و کاهش شکاف دیجیتال در مدارس متوسطه به صورت یک مطالعه مروری نظام یافته انجام شد. این پژوهش با بهره گیری از روش مرور نظام یافته و بر اساس راهنمای پریزما، به بررسی، ارزیابی و ترکیب یافته های پژوهش های کمی و کیفی منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ پرداخته است. جستجوی نظام یافته در پایگاه های داده معتبر شامل وب آگاهی، اسکوپوس، اریک، گوگل دانش و پایگاه های داخلی مانند نورمگز و مگیران با استفاده از ترکیبی از کلیدواژه های مرتبط با هوش مصنوعی مولد، عدالت آموزشی، شکاف دیجیتال و مدارس متوسطه انجام شد و پس از غربالگری اولیه ۸۴۷ سند، در نهایت ۴۲ مقاله و گزارش پژوهشی که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کیفی و فراتجمیع نشان داد که هوش مصنوعی مولد دارای ظرفیت های قابل توجهی برای ارتقای عدالت آموزشی از طریق شخصی سازی یادگیری، دسترسی به محتوای باکیفیت در مناطق محروم، ترجمه هم زمان محتوا به زبان های محلی، تولید محتوای آموزشی تطبیقی با نیازهای ویژه، و کاهش وابستگی به نیروی انسانی محدود است. با این حال، یافته ها همچنین نشان داد که پیاده سازی این فناوری با چالش های جدی از جمله نیاز به زیرساخت های دیجیتال پیشرفته، هزینه های بالای دسترسی به سامانه های پیشرفته، کمبود محتوای آموزشی بومی شده به زبان فارسی، نبود چارچوب های اخلاقی و قانونی شفاف، خطر افزایش شکاف دیجیتال به جای کاهش آن به دلیل دسترسی نابرابر به فناوری، و وابستگی بیش ازحد دانش آموزان به ابزارهای تولیدکننده محتوا مواجه است. تحلیل یافته ها نشان داد که شکاف دیجیتال در سه سطح دسترسی، استفاده و پیامدها، تاثیر مستقیمی بر نحوه بهره مندی گروه های مختلف دانش آموزی از هوش مصنوعی مولد دارد و دانش آموزان مناطق برخوردار با سواد دیجیتال بالاتر، بیش ترین بهره و دانش آموزان مناطق محروم با سواد دیجیتال پایین، کم ترین بهره را از این فناوری می برند و این امر، در صورت عدم مداخله هدفمند، می تواند به افزایش نابرابری های آموزشی منجر شود. همچنین، نقش معلمان به عنوان عامل کلیدی در کاهش شکاف دیجیتال و ترویج عدالت آموزشی، از طریق آموزش های ضمن خدمت، توانمندسازی در زمینه کاربست هوش مصنوعی، و طراحی فعالیت های یادگیری مبتنی بر همکاری و مشارکت، بسیار تعیین کننده ارزیابی شد و در غیاب معلمان توانمند، حتی پیشرفته ترین سامانه های هوش مصنوعی نیز نمی توانند به عدالت آموزشی کمک کنند. در مجموع، این مطالعه نشان داد که هوش مصنوعی مولد یک راه حل جادویی برای عدالت آموزشی نیست، بلکه یک ابزار دوگانه است که بسته به نحوه طراحی، پیاده سازی و نظارت، می تواند به کاهش یا افزایش شکاف های آموزشی منجر شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
قربان پورغیور
کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی (جمعیت شناسی ) ، آموزش،وپرورش،عشایر
منصوره رازقیان جهرمی
کارشناسی کامپیوتر نرم افزار دانشگاه آزاد اسلامی،واحد شیراز ، آموزش و پرورش شهر : شیراز ناحیه ۲
سیمین قوامی
کارشناسی رشته علوم تربیتی. دانشگاه آزاد گچساران، آموزش وپرورش شهر. کهگیلویه دهدشت