بررسی نقش بازاندیشی حرفه ای در بهبود مستمر عملکرد تدریس معلمان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_739
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
بهبود مستمر کیفیت تدریس یکی از الزامات اساسی ارتقای اثربخشی نظام آموزشی و افزایش کیفیت یادگیری دانش آموزان است. در این میان، بازاندیشی حرفه ای معلمان به عنوان فرایندی آگاهانه و مستمر، امکان بررسی تجربه های آموزشی، شناسایی نقاط قوت و ضعف عملکرد تدریس، تحلیل چالش های کلاس درس و اصلاح تصمیم های حرفه ای را فراهم می کند. بازاندیشی حرفه ای صرفا به ارزیابی عملکرد گذشته محدود نمی شود، بلکه فرایندی پویا است که معلم از طریق آن میان تجربه، دانش حرفه ای، نیازهای یادگیرندگان و راهبردهای تدریس ارتباط برقرار کرده و برای بهبود عملکرد آینده تصمیم گیری می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش بازاندیشی حرفه ای در بهبود مستمر عملکرد تدریس معلمان است و تلاش دارد نشان دهد چگونه تقویت فرهنگ بازاندیشی می تواند به ارتقای کیفیت برنامه ریزی آموزشی، مدیریت کلاس، انتخاب روش های تدریس، ارزشیابی یادگیری و تعامل حرفه ای معلمان منجر شود.روش پژوهش:این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی و بررسی ادبیات علمی مرتبط با بازاندیشی حرفه ای، توسعه حرفه ای معلمان و کیفیت تدریس انجام شده است. در فرایند تحلیل، مولفه هایی همچون خودارزیابی حرفه ای، تحلیل تجربه های تدریس، تفکر انتقادی درباره تصمیم های آموزشی، دریافت بازخورد، یادگیری از تجربه، اصلاح راهبردهای آموزشی و برنامه ریزی برای بهبود عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، ارتباط میان بازاندیشی حرفه ای و مولفه های عملکرد تدریس از جمله طراحی آموزشی، روش های یاددهی یادگیری، مدیریت کلاس، توجه به تفاوت های فردی و ارزشیابی فرایند یادگیری مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها:یافته های پژوهش نشان می دهد که بازاندیشی حرفه ای می تواند یکی از سازوکارهای موثر در بهبود مستمر عملکرد تدریس معلمان باشد. معلم بازاندیش از طریق بازنگری منظم در فرایند تدریس، به جای پذیرش عادت های آموزشی به صورت ثابت، عملکرد خود را مورد پرسش و ارزیابی قرار می دهد و تلاش می کند دلایل موفقیت یا ناکامی روش های آموزشی خود را شناسایی کند. این فرایند موجب افزایش خودآگاهی حرفه ای، انعطاف پذیری در انتخاب روش های تدریس و آمادگی بیشتر برای پاسخ گویی به نیازهای متنوع دانش آموزان می شود. همچنین، بازاندیشی می تواند زمینه استفاده هدفمندتر از بازخورد دانش آموزان، همکاران و نتایج ارزشیابی های آموزشی را فراهم سازد. از سوی دیگر، استمرار در فرایند بازاندیشی موجب می شود توسعه حرفه ای معلم از شکل دوره ای و مقطعی خارج شده و به بخشی از فعالیت روزمره حرفه ای او تبدیل شود. بررسی ها همچنین نشان می دهد که بازاندیشی حرفه ای در صورت همراه شدن با همکاری حرفه ای، مشاهده همکاران، گفت وگوی تخصصی، اقدام پژوهی و استفاده از شواهد آموزشی، ظرفیت بیشتری برای ایجاد تغییر پایدار در عملکرد تدریس خواهد داشت.نتیجه گیری:بر اساس نتایج این بررسی، بازاندیشی حرفه ای را می توان یکی از پایه های مهم توسعه حرفه ای مستمر معلمان و ارتقای کیفیت تدریس دانست. معلمی که به صورت منظم درباره اهداف، تصمیم ها، روش ها و پیامدهای آموزشی خود تامل می کند، ظرفیت بیشتری برای شناسایی مشکلات، اصلاح عملکرد و طراحی راهکارهای جدید آموزشی خواهد داشت. بنابراین، ایجاد فرصت های سازمان یافته برای بازاندیشی فردی و جمعی، تقویت فرهنگ دریافت و ارائه بازخورد، حمایت مدیران مدارس از یادگیری حرفه ای معلمان و پیوند دادن بازاندیشی با فرایندهای توسعه حرفه ای می تواند زمینه ارتقای کیفیت تدریس و بهبود تجربه یادگیری دانش آموزان را فراهم کند. در مجموع، بازاندیشی حرفه ای زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که از یک فعالیت فردی و مقطعی به فرهنگ مستمر یادگیری، ارزیابی و اصلاح عملکرد آموزشی تبدیل شود.
نویسندگان
فاطمه زارع
آموزگار پایه ششم، دبستان شهید باهنر پارسیان