شرح تنهایی انسان در ادبیات فارسی
محل انتشار: ماهنامه پایاشهر، دوره: 8، شماره: 92
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PAYA-8-92_035
تاریخ نمایه سازی: 12 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تصویر تنهایی از چهره ای ادبیاتی آویزان است که روح آدمی را در جسم او یار می شود تا به این باور برساند که این جهان و اصل هستی تنهایی را از بنیادی ترین تجربه های انسانی می داند که در دوره های مختلف ادبیات فارسی بازتاب گسترده ای داشته است. شاعران و نویسندگان فارسی زبان، تنهایی انسان را در قالب هایی گوناگون همچون دلتنگی ، غریبی ، دوری از معشوق، بیگانگی با جامعیت انسانی ، جدایی از خویشتن و دوری از اصل و حقیقت بیان کرده اند. در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در آثار عرفانی، تنهایی اغلب با مفهوم غربت روح و جدایی انسان از اصل خویش پیوند دارد؛ در حالی که در ادبیات معاصر، این مفهوم بیشتر در ارتباط با بحران هویت، بیگانگی، پوچی و ناتوانی انسان در برقراری ارتباط با دیگران مطرح می شود. این پژوهش و مطالب ادبی با بررسی نمودهای تنهایی در آثار برخی از شاعران و نویسندگان برجسته فارسی، می کوشد ابعاد فردی، اجتماعی و عرفانی این مفهوم را تبیین و کارساز کند. نتایج نشان می دهد که اگرچه شکل و بیان تنهایی در دوره های مختلف تغییر کرد است این پژوهش با بررسی مفهوم تنهایی و شیوه های بازتاب آن در ادبیات فارسی، تلاش می کند نشان دهد که تنهایی چگونه از یک تجربه فردی به یک مضمون ادبی و انسانی تبدیل شده است که از جهان الهی به روزنه های امید به زندگی برسد . بررسی آثار ادبی نشان می دهد که اگرچه شکل و دلایل تنهایی در دوره های مختلف متفاوت است، اما احساس غربت، بیگانگی و نیاز انسان به یافتن عشق، معنا و ارتباط با دیگران، همواره جایگاه مهمی در ادبیات فارسی داشته است .
نویسندگان
سمیه فریدی
۱- کارشناسی زبان و ادبیات فارسی ، دبیر زبان و ادبیات فارسی