بررسی تطبیقی شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپری بالدوزو کلاغ های صمد بهرنگی از دیدگاه مکتب فرانسوی یا آمریکایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_633

تاریخ نمایه سازی: 10 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی دو اثر برجسته ادبیات کودک، یعنی «شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری و «اولدوز و کلاغ ها» اثر صمد بهرنگی، با بهره گیری از رویکردهای چندگانه ادبیات تطبیقی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است و تحلیل محتوای کیفی متون در چارچوب هفت مکتب عمده ادبیات تطبیقی شامل رویکرد تاریخی–تاثیری، درونمایه ای و میان رشته ای، تطبیقی نو، هرمنوتیکی–فلسفی، فرمالیسم روسی، فرهنگی–نقادی و زبان محور صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که در افق تاریخی، ترجمه و رواج «شازده کوچولو» در فضای فرهنگی ایران نقش مهمی در انتقال الگوی کودک پرسشگر داشته و این الگو در «اولدوز و کلاغ ها» با شرایط اجتماعی و طبقاتی جامعه ایرانی بازآفرینی و بومی سازی شده است. در سطح درونمایه ای، هر دو اثر مبتنی بر کهن الگوی «کودک دانا» شکل گرفته اند و از طریق تقابل میان زبان شهودی کودک و منطق ابزاری بزرگسالان، جهان بزرگسال را به نقد می کشند. در چارچوب تطبیقی نو، دو متن به مثابه آثار فراملی واجد مفاهیمی چون غربت، مسئولیت، عدالت، دوستی و امید خوانده می شوند. تحلیل فلسفی نشان داد که اثر اگزوپری بر جستجوی معنای بودن، اصالت فردی و ساحت درونی تامل متمرکز است، در حالی که روایت بهرنگی بر شدن، کنش جمعی و رهایی اجتماعی تاکید دارد. از منظر فرمالیستی، هر دو اثر با ساختار سفر، آشنایی زدایی، جان بخشی به عناصر غیرانسانی و ایجاز پیش می روند. در رویکرد فرهنگی–نقادی، «شازده کوچولو» نقدی بر بحران معنوی و پوچی جهان مدرن است و «اولدوز و کلاغ ها» نقد ساختارهای ستم گر، پدرسالار و طبقاتی. در سطح زبان و سبک نیز، زبان استعاری و شاعرانه اگزوپری در برابر زبان محاوره ای، صریح و فولکلوریک بهرنگی قرار دارد، اما هر دو نویسنده از زبان کودک برای بیدارسازی و معنا آفرینی بهره گرفته اند. برآیند تحلیل ها بیانگر آن است که این دو اثر، با وجود تفاوت های فکری و فرهنگی، در انتقال ارزش های انسانی، تربیتی و اخلاقی نقش هم افزا دارند و نمونه هایی شاخص از ظرفیت های مطالعات تطبیقی در ادبیات کودک به شمار می آیند.

نویسندگان

رامین محرمی

استاد دانشگاه محقق اردبیلی

رقیه حضرتی بقرآباد

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش کودک و نوجوان دانشگاه محقق اردبیلی