بازنگری ساختاری در سیاستگذاری کشاورزی ایران از یارانه های تحریف کننده به سمت حمایت های کارآمد و سازگار با چارچوب های بین المللی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CESAFS01_134
تاریخ نمایه سازی: 31 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در نظام های اقتصادی معاصر بخش کشاورزی به دلیل نقش محوری اش در تامین امنیت غذایی، حفظ تعادل های زیست محیطی و پایداری روستایی همواره مورد توجه خاص سیاست گذاران قرار گرفته است. دخالت دولت در این بخش عمدتا با انگیزه های رفع عدم کارایی بازار، حمایت از تولیدکنندگان کوچک و آسیب پذیر و تضمین دسترسی عمومی به مواد غذایی ضروری توجیه می شود. در این راستا ابزارهای متعددی برای سیاست گذاری کلان در اقتصاد کشاورزی طراحی شده اند که عمدتا به سه دسته کلی تقسیم می شوند: یارانه های ورودی، پرداخت های مستقیم و یارانه های قیمتی. یارانه های ورودی شامل کاهش هزینه های تولید از طریق حمایت از نهاده هایی مانند بذر، کود، سم و سوخت است که معمولا به صورت تخفیف در قیمت این منابع اعمال می شود. این نوع یارانه ها اگرچه موجب کاهش هزینه های تولید و افزایش حجم تولید می شوند ولیکن به دلیل ایجاد انحراف در الگوی مصرف نهاده ها و فشار بر منابع، طبیعی است که می توانند به عدم کارایی تخصیص منابع و فرسایش زیست محیطی منجر شوند. در مقابل پرداخت های مستقیم به عنوان یکی از ابزارهای جایگزین مستقیما به کشاورزان بدون وابستگی به حجم تولید یا قیمت محصولات پرداخت می شود و با هدف حمایت از درآمد تولیدکنندگان و کاهش نوسانات بازار صورت می گیرد. این نوع حمایت، ضمن کاهش دخالت در تصمیمات تولیدی، می تواند عادلانه تر و کارآمدتر عمل کند مشروط بر آنکه به درستی طراحی و اجرا شود. سیاست های قیمتی حمایتی به ویژه سیاست تعیین قیمت تضمینی (Support Price Policy)، از دیگر ابزارهای رایج دخالت دولت در بازار کشاورزی است. در این سیاست دولت با تعیین حداقل قیمتی بالاتر از قیمت بازار برای محصولات کشاورزی تعهد می کند تا در صورت عدم فروش در بازار، خرید تضمینی انجام دهد. این رویکرد با هدف تضمین درآمد کشاورزان و تشویق به تولید بیشتر طراحی شده است. با این حال، اجرای بلندمدت این سیاست ها به ویژه در شرایطی که عرضه بیش از تقاضا باشد به تجمع ذخایر دولتی (Government Stocks) منجر می شود. مدیریت این ذخایر نه تنها هزینه های سنگینی را بر بودجه ملی تحمیل می کند بلکه می تواند باعث کاهش انگیزه های بازاری، ایجاد ناکارایی در توزیع منابع و تحریف قیمت های داخلی شود. علاوه بر این اختلاف بین قیمت داخلی و قیمت جهانی می تواند به فرصت های دخل و تصرف در بازارهای موازی و قاچاق منجر شود و به تعادل کلان اقتصادی آسیب برساند. در حوزه سیاست های تجاری دولتها از ابزارهایی مانند تعرفه های واردات، کوتاهای واردات و تشویقات صادراتی برای محافظت از تولید داخلی و تقویت موقعیت رقابتی محصولات ملی در بازارهای جهانی استفاده می کنند. تعرفه ها با افزایش قیمت کالاهای وارداتی رقابت را به نفع تولیدکنندگان داخلی تنظیم می کنند، در حالی که کوتاهای واردات به صورت کمی محدودیت بر ورود کالاهای خارجی اعمال می کنند. از سوی دیگر تشویقات صادراتی به ویژه از طریق یارانه های صادراتی، کشاورزان را ترغیب به فروش محصولاتشان در بازارهای خارجی می کند. با این حال این سیاست ها در چارچوب بین المللی به ویژه تحت نظارت سازمان جهانی تجارت (WTO)، محدودیت های قابل توجهی دارند. WTO با طبقه بندی سیاست های کشاورزی به «جعبه»های مختلف سطوح مجاز دخالت دولتها را معین می کند. جعبه سبز شامل سیاست هایی است که تاثیر کمی بر تجارت دارند و از جمله حمایت های عمومی از تحقیق، توسعه روستایی، خدمات مشاوره و برنامه های حمایت اجتماعی از کشاورزان فقیر محسوب می شوند و از محدودیت کمی برخوردارند. جعبه زرد یا زرشکی شامل یارانه هایی است که تاثیر تحریف کننده بر تجارت دارند مانند یارانه های قیمتی و حمایت های مبتنی بر حجم تولید و تحت سقف قراردادی قرار می گیرند. جعبه آبی نیز شامل پرداخت هایی است که با افزودن محدودیت های مستقیم یا غیرمستقیم بر تولید مانند برنامه های تعدیل تولید همراه باشند و از این رو کمتر تحریف کننده محسوب می شوند. تعامل بین سیاست های داخلی و الزامات بین المللی به ویژه در شرایطی که ایران به دنبال ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی است اهمیت ویژه ای دارد. وابستگی شدید به یارانه های غیر کارآمد به ویژه یارانه های ورودی و قیمتی نه تنها فشار شدیدی بر بودجه عمومی وارد می کند، بلکه با استانداردهای بین المللی نیز در تقابل است و می تواند به عنوان مانعی در برابر توسعه تجارت عادلانه و پایدار عمل کند. علاوه بر این تحریم های احتمالی و محدودیت های مالی این چالش ها را تشدید می کنند. بنابراین ضرورت اصلاح ساختاری در سیاست گذاری کشاورزی امری انکارناپذیر است. جایگزینی یارانه های غیر مستقیم و تحریف کننده با پرداخت های مستقیم و هدفمند، تقویت برنامه های توسعه روستایی و حمایت از ارزش افزوده محصولات کشاورزی و تمرکز بر سیاست های مربوط به جعبه سبز WTO می تواند راهکاری کارآمد برای رسیدن به تعادلی پایدار بین حمایت از تولیدکنندگان، کارایی اقتصادی و انطباق با قواعد بین المللی باشد. در نهایت آینده سیاست گذاری کشاورزی در ایران نه تنها به اصلاح یارانه ها بلکه به تقویت نهادهای علمی، مدیریت هوشمند منابع و ایجاد پیوند موثر بین تولید، فناوری و بازار وابسته است زیرا تنها از طریق سیاست های هوشمند، پایدار و مبتنی بر دانش می توان به سوی کشاورزی امیدوارکننده و خودباور حرکت کرد.
کلیدواژه ها:
سیاستگذاری کشاورزی ، یارانه ، اقتصاد کشاورزی ، سازگار با چارچوب های بین المللی ، WTO ، حمایت های کارآمد ، اصلاح ساختاری
نویسندگان
محسن فرهمند
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین – پیشوا دانشکده علوم انسانی؛ گروه حسابداری