تجارب زیسته دبیران جغرافیا در مدارس کم برخوردار

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-91_132

تاریخ نمایه سازی: 28 مرداد 1405

چکیده مقاله:

نظام آموزشی ایران در سال های اخیر، بیش از هر زمان دیگری زیر ذره بین نقدهایی قرار گرفته است که بر شکاف میان «مدرسه ای که بر روی کاغذ طراحی می شود» و «مدرسه ای که هر روز زیسته می شود» تاکید دارند. درس جغرافیا در این میان جایگاهی دوگانه دارد؛ از یک سو، در اسناد رسمی به عنوان ابزاری برای پرورش سواد فضایی، حساسیت محیطی و فهم انتقادی نابرابری های فضایی معرفی شده است، و از سوی دیگر، در بسیاری از مدارس کم برخوردار، به درسی حاشیه ای، حافظه محور و کم ارتباط با زندگی روزمره دانش آموزان فروکاسته می شود. پژوهش حاضر با الهام از رویکرد پدیدارشناختی و با تاکید بر مفهوم «زیست جهان»، به جای تمرکز بر متن کتاب یا نتایج آزمون ها، مستقیما به سراغ تجربه زیسته دبیران جغرافیا در مدارس کم برخوردار می رود؛ تجربه ای که هم زمان آکنده از فرسودگی، خلاقیت، ناامیدی و امید است.این مطالعه با رویکرد کیفی–توصیفی و با استفاده از مصاحبه های عمیق و روایت محور با دبیران جغرافیای شاغل در مدارس دولتی کم برخوردار شهری و روستایی انجام شده است. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و بر اساس معیارهایی چون سابقه تدریس در مدارس کم برخوردار و آمادگی برای بازگویی تجربه حرفه ای انتخاب شده اند. داده ها پس از بازنویسی کامل، نه در قالب کدها و تم های ازپیش تعریف شده، بلکه از طریق خواندن های مکرر، همدلانه و تامل گرانه تحلیل شده اند تا «صدای دبیر» تا حد امکان دست نخورده باقی بماند یافته ها نشان می دهد که دبیران جغرافیا در مدارس کم برخوردار، هر روز در میانه میدانی نابرابر از انتظارات رسمی، کمبود امکانات و مسائل پیچیده زندگی دانش آموزان قرار می گیرند. آنان از یک سو با کلاس های پرجمعیت، نقشه ها و ابزارهای آموزشی فرسوده، فشار آزمون محوری و کم اعتنایی ساختار مدرسه به درس جغرافیا مواجه اند؛ و از سوی دیگر، می کوشند با تکیه بر تجربه های ملموس دانش آموزان – از مسیر خانه تا مدرسه تا تجربه حاشیه نشینی، کم آبی و آلودگی – مفاهیم کتاب را به زندگی واقعی پیوند دهند. این تلاش ها عمدتا فردی، خودجوش و نامرئی در اسناد رسمی است، اما نقش تعیین کننده ای در تبدیل برنامه درسی رسمی به برنامه درسی زیست شده دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجارب زیسته دبیران جغرافیا در مدارس کم برخوردار، صرفا روایت دشواری ها نیست؛ بلکه افقی برای بازاندیشی در پیوند میان عدالت آموزشی و عدالت فضایی می گشاید. شنیدن و جدی گرفتن این صداها می تواند پایه ای برای بازنگری در برنامه درسی جغرافیا، تقویت حمایت نهادی از معلمان و طراحی راهبردهایی باشد که درس جغرافیا را به ابزاری برای فهم و نقد جهان زیسته دانش آموزان در زمینه های محروم بدل می کند، نه صرفا واحدی درسی برای عبور از امتحان.

نویسندگان

آناهیتا رسام

ارشد جغرافیای برنامه ریزی شهری