بازخوانی ظرفیت های شاهنامه فردوسی در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان: الگویی برای بازآفرینی آموزش متون کلاسیک فارسی در نظام آموزشی معاصر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCEMET09_162
تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های متون شاهنامه فردوسی در تقویت تفکر انتقادی دانش آموزان و تبیین امکان بهره گیری آموزشی از این ظرفیت ها در نظام آموزشی انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، چگونگی بازخوانی و به کارگیری قابلیت های شناختی، تحلیلی و ارزشی متون شاهنامه در جهت پرورش مهارت هایی همچون تحلیل، ارزیابی، استدلال، پرسشگری و داوری مستقل در دانش آموزان است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوای کیفی انجام شده و جامعه پژوهش شامل تمامی متون برگرفته از شاهنامه فردوسی در کتاب های فارسی دوره های ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم است. متون منتخب شاهنامه در کتاب های درسی از ظرفیت قابل توجهی برای پرورش تفکر انتقادی برخوردارند؛ به ویژه روایت هایی مانند «زال و سیمرغ»، «هفت خان رستم»، «کاوه دادخواه» و «گذر سیاوش از آتش» به دلیل برخورداری از موقعیت های مسئله محور، تعارض های اخلاقی و تصمیم های پیچیده انسانی، امکان مناسبی برای تقویت تحلیل، ارزیابی و استدلال فراهم می کنند. همچنین نتایج نشان داد که گزیده های حکمی شاهنامه، مانند متون مرتبط با خرد، دانش و راستی، در صورت جداسازی از بافت روایی و اندیشگانی اثر، بیشتر به انتقال ارزش های اخلاقی محدود می شوند و ظرفیت انتقادی آن ها کمتر فعال می گردد. بر اساس یافته ها، محدودیت اصلی در بهره گیری آموزشی از شاهنامه، نه فقدان ظرفیت های تفکر انتقادی در متن، بلکه شیوه انتخاب، ارائه و تدریس این متون در نظام آموزشی است. بنابراین، بازخوانی مسئله محور و گفت وگومحور شاهنامه می تواند این اثر را از یک متن صرفا ادبی به ابزاری برای پرورش ذهن تحلیل گر، پرسشگر و توانمند در داوری آگاهانه تبدیل کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا یعقوبی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک