زیست جهان زنان مطلقه در مواجهه با خشونت خانگی: یک مطالعه ی پدیدارشناختی
محل انتشار: نشریه آفاق علوم انسانی، دوره: 8، شماره: 110
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 60
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HSPR-8-110_005
تاریخ نمایه سازی: 26 مرداد 1405
چکیده مقاله:
خشونت خانگی پدیده ای همه گیر و ویرانگر است که تمامیت وجودی زنان را در عرصه های بدنی، روانی و اجتماعی نشانه می رود. باوجود مطالعات گسترده درباره ی علل و پیامدهای این پدیده، فهم عمیق از تجربهی زیسته و زیست جهان زنانی که پس از تحمل خشونت، مسیر طلاق را پیموده اند، در بستر فرهنگی ایران همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. این مطالعه با هدف واکاوی ساختارهای بنیادین زیست جهان زنان مطلقهی قربانی خشونت خانگی، بر اساس چهارچوب پدیدارشناسی تفسیری ون منن انجام شد.پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی هرمنیوتیک به اجرا درآمد. ۲۱ زن مطلقهی ساکن تهران که تجربهی دست کم یک نوع خشونت خانگی را در زندگی زناشویی پیشین خود داشتند، به طور هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته گردآوری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمونی شش مرحله ای ون منن تحلیل شدند. صحت و استحکام پژوهش از طریق معیارهای لینکلن و گوبا تامین گردید.از تحلیل داده ها، پنج مضمون اصلی منطبق بر ابعاد چهارگانهی زیست جهان استخراج گردید: ۱. «تن رنجور و ازخودبیگانه» (بدن مندی خشونت)، شامل بدن به مثابه میدان نبرد و حافظهی بدنی درد؛ ۲. «خانه ای که پناه نبود» (فضامندی خشونت)، مشتمل بر واژگونی امنیت خانه و احساس زندان بودگی در حریم خصوصی؛ ۳. «زمان ازهم گسیخته» (زمان مندی خشونت)، با مولفه های چرخهی بی پایان وحشت و تعلیق آینده؛ ۴. «خویشتن به تاراج رفته» (هویت و عاملیت)، که فروپاشی ارزش خود و مرگ هویتی پیش از طلاق را بازنمایی می کند؛ ۵. «تنهایی در میان جمع» (رابطه مندی)، شامل انزوای تحمیلی و بی اعتبارسازی رنج.خشونت خانگی نه مجموعه ای از رخدادهای مجزا، بلکه پدیده ای فراگیر است که هم زمان ارکان وجودی زیست جهان بدن، فضا، زمان و رابطه – را فرو می ریزد و هویت زن را تا آستانهی نیستی پیش می برد. طلاق در این بستر، گسستی دردناک اما گاه تنها راه رهایی از وضعیتی لاینحل است. یافته ها بر ضرورت طراحی مداخلات حمایتی ترمیمی با تمرکز بر احیای عاملیت، التیام زخم های بدنی-روانی و بازآفرینی فضای امن تاکید دارد.
نویسندگان
شهروز عابدین زاده ماسوله
کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه میبد
ایمان قرسری
کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشگاه شاهرود
پروین کریمی زیندانلو
کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشگاه شاهرود
فاطمه رازی
دکتری علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی(نویسنده مسئول).