بازخوانی نظریه های کریستوفر الکساندر و تاثیر آن بر نظریه های انسانی در معماری با تاکید بر زیست پذیری خانه های سنتی ایرانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ENGIN17_031

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر معماری معاصر با چالشی اساسی در زمینه فاصله گرفتن از انسان، تجربه زیسته و کیفیت های معنایی فضا مواجه شده است. غلبه رویکردهای تکنیکی اقتصاد محور و فرمالیستی در طراحی سبب شکل گیری فضاهایی شده که علی رغم کارایی و جذابیت بصری از زیست پذیری، هویت و پیوند عاطفی با کاربران تهی اند. این مسئله در معماری مسکونی ایران نمود پررنگ تری یافته است؛ جایی که گسست از الگوهای بومی و بی توجهی به ساختارهای فضایی سنتی کیفیت زندگی را کاهش داده است. در این میان نظریه های کریستوفر الکساندر با تاکید بر معماری انسانی، ساختارهای زنده و کیفیت بدون نام بستری نظری برای بازاندیشی این بحران فراهم می آورند. هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه های کریستوفر الکساندر و تبیین تاثیر آنها بر نظریه های انسانی در معماری با تاکید بر زیست پذیری خانه های ایرانی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که چگونه مفاهیمی چون زبان الگو، مراکز زنده، گذار تدریجی و رشد ارگانیک در معماری تاریخی ایران تحقق یافته اند و چگونه می توان از آنها به عنوان مبنایی برای ارتقای کیفیت فضاهای مسکونی معاصر بهره گرفت. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و متون نظری، و تحلیل نمونه های شاخص معماری تاریخی ایران گردآوری شده اند. نمونه های موردی شامل خانه های تاریخی کاشان بروجردی ها، طباطبایی ها و عباسیان و عمارت مسعودیه تهران است که در چارچوب مفاهیم نظری کریستوفر الکساندر تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از اصول بنیادین نظریه های الکساندر پیش از صورت بندی نظری به صورت عینی در معماری سنتی ایران تحقق یافته اند. وجود حیاط های مرکزی به عنوان مراکز زنده، سلسله مراتب فضایی و گذار تدریجی از فضای عمومی به خصوصی، توجه به مقیاس انسانی فضاهای میانی و پیوند مستمر با طبیعت از مهم ترین وجوه اشتراک میان اندیشه های الکساندر و معماری تاریخی ایران هستند. این ویژگی ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای زیست پذیری، احساس تعلق و آرامش کاربران داشته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظریه های کریستوفر الکساندر قابلیت بالایی برای بازخوانی و تبیین معماری تاریخی ایران دارند و می توانند چارچوبی موثر برای احیای رویکردهای انسان محور در معماری معاصر فراهم آورند. بازگشت آگاهانه به الگوهای فضایی بومی در کنار بهره گیری از زبان الگو و نظم زنده می تواند به خلق فضاهای مسکونی زیست پذیر، هویتمند و منطبق با نیازهای انسانی در جامعه امروز ایران منجر شود.

نویسندگان

مجید امین لوا

دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مهندسی عمران و معماری دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه رجا، قزوین، ایران

سیده مهسا میر سلامی

استادیار، گروه مهندسی عمران و معماری دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه رجا، قزوین، ایران

الهه سادات هاشمی

استادیار گروه مهندسی عمران و معماری دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه رجا، قزوین، ایران