واکاوی انتقادی تاثیر فناوری های شهر هوشمند بر عدالت فضایی و دوقطبی شدگی اجتماعی فضایی در کلان شهرهای ایران
محل انتشار: دهمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و مهندسی و هفتمین کنگره بین المللی عمران، معماری و شهرسازی آسیا
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICRSIE10_372
تاریخ نمایه سازی: 19 مرداد 1405
چکیده مقاله:
رشد شتابان فناوری های شهر هوشمند در دهه های اخیر زبان تازه ای برای مدیریت شهری، پایش خدمات، حکمرانی داده محور و افزایش کارایی زیرساخت ها پدید آورده است. با این حال در بسیاری از کلان شهرها به ویژه در زمینه هایی که از پیش با نابرابری، فضایی تمرکزگرایی، نهادی شکاف دیجیتال و ناپایداری مالی شهرداری ها روبه رو هستند، فناوری الزاما به عدالت منتهی نمی شود. مقاله حاضر با رویکردی انتقادی و سنتزی تاثیر فناوری های شهر هوشمند را بر عدالت فضایی و دوقطبی شدگی اجتماعی فضایی در کلان شهرهای ایران بررسی می کند. تمرکز مقاله بر این پرسش است که فناوری های هوشمند چگونه می توانند هم ابزار بازتوزیع عادلانه خدمات شهری باشند و هم در صورت فقدان حکمرانی شفاف و مشارکتی به تشدید جدایی میان فضاهای برخوردار و کم برخوردار بینجامند. روش پژوهش بر مرور نقشه نگارانه، سنتز تماتیک منابع علمی فارسی و لاتین استوار است و ادبیات شهر هوشمند، عدالت فضایی، عدالت داده ای، حکمرانی شهری و دوقطبی شدگی اجتماعی-فضایی را به صورت تلفیقی تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که اثر فناوری های هوشمند در کلان شهرهای ایران بیش از آنکه تابع خود فناوری باشد، تابع معماری، نهادی، سیاست داده، شیوه تامین مالی، الگوی مشارکت، شهروندی، توزیع زیرساخت دیجیتال و نسبت پروژه های هوشمندسازی با نیازهای پایه شهری است. مقاله نشان می دهد که تمرکز فناوری بر مناطق مرکزی، تجاری و برخوردار، حذف گروه های فاقد سواد یا دسترسی دیجیتال، داده محوری بدون پاسخگویی و تبدیل شهروند به کاربر منفعل از مهم ترین سازوکارهای بازتولید دوقطبی شدگی هستند. در مقابل هوشمندسازی عدالت محور زمانی امکان پذیر است که داده، مشارکت، زیرساخت و خدمات شهری در قالب یک چارچوب حقوق محور و محله محور سامان یابد. نتیجه مقاله بر ضرورت عبور از شهر هوشمند صرفا فناورانه به شهر هوشمند اجتماعی، پاسخگو و فضامند تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
شهر هوشمند ، عدالت فضایی ، دو قطبی شدگی اجتماعی فضایی ، عدالت داده ای ، حکمرانی شهری ، کلان شهرهای ایران ، شکاف دیجیتال ، مشارکت الکترونیکی
نویسندگان
فائزه کریم زاده
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، گروه برنامه ریزی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران