نقش بیومارکرهای میکروبیومی در پیشبینی گرایشهای رفتاری انحرافی رویکردی ترکیبی از علوم اعصاب شناختی و تحلیل فنوتیپ چهره

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

WCMMPS11_069

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

محور میکروبیوتا-روده-مغز از طریق مسیرهای نورواندوکرین، نوروایمیون، سیتوکین های پیش التهابی و نوروترانسمیشن (سروتونرژیک، گاباآرژیک، دوپامینرژیک) بر مدارهای عصبی مرتبط با تنظیم هیجانی، کنترل تکانه و تصمیم گیری اجتماعی تاثیر می گذارند. این مطالعه به ارزیابی اعتبار علمی و قابلیت پیش بینی کنندگی بیومارکرهای میکروبیومی و شاخص های نوروفنوتیپیک در تشخیص گرایش های رفتاری انحرافی می پردازد. مرور سیستماتیک ادبیات شامل مطالعات نوروایمیجینگ، متاآنالیزهای ژنوم وسیع، مطالعات متاژنومیک، و تحقیقات طولی در حوزه نوروکریمینولوژی و ژنتیک رفتاری انجام شد. معیارهای ارزیابی شامل حساسیت، ویژگی، ارزش پیش بینی کننده مثبت، و شاخص های اعتبارسنجی خارجی ابزارهای ارزیابی ریسک (PCL-R, HCR-۲۰V۳, VRAG) بودند. مطالعات پری کلینیک در مدل های حیوانی مداخلات، پروبیوتیک نقش علی دیس بیوز میکروبی در تغییرات نوروپلاستیسیته، هیپوکامپ، کاهش بیان فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز، و اختلال در نوروژنز را تایید کرده اند. با این حال، مطالعات انسانی با محدودیت های روش شناختی جدی مواجه اند: (۱) ناهمگنی فنوتیپیک بالا در طبقه بندی رفتارهای انحرافی؛ (۲) عدم کنترل متغیرهای مخدوشگر (رژیم غذایی، مصرف دارو، عوامل اجتماعی-اقتصادی)؛ (۳) نبود مطالعات طولی با قدرت آماری کافی. متاآنالیزهای ابزارهای نور-پیش بینی نشان می دهند AUC این ابزارها برای پیش بینی بازگشت جرم کمتر از ۰.۷ است که برای کاربردهای بالینی قضایی ناکافی است. علاوه بر این الگوریتم های یادگیری ماشین مبتنی بر داده های فنوتیپیک چهره با سوگیری های سیستماتیک نژادی و جنسیتی و مشکلات تکرارپذیری مواجه اند. رفتار انحرافی یک فنوتیپ پلی ژنیک پیچیده با وراثت پذیری متوسط (h۲ ≈ ۰.۴۰) است که تحت تاثیر تعاملات ژن-محیط (GE)، تغییرات اپی ژنتیک (متیلاسیون DNA، هیستونی) و عوامل اجتماعی توسعه ای قرار دارد. تقلیل گرایی بیولوژیک و نادیده گرفتن این تعاملات چندسطحی منجر به جبرگرایی عصبی و خطر بازگشت به رویکردهای فرنولوژیک قرن نوزدهم می شود. مطالعات نشان داده اند که حتی بیومارکرهای ژنتیکی قوی مانند پلی مورفیسم MAOA-L تنها در تعامل با سوءاستفاده دوران کودکی با افزایش رفتار پرخاشگرانه همراه هستند که بر نقش حیاتی زمینه محیطی تاکید دارد. شواهد فعلی از کاربرد بیومارکرهای میکروبیومی یا نوروفنوتیپیک به عنوان ابزارهای تشخیصی یا پیش بینی کننده مستقل برای رفتارهای انحرافی حمایت نمی کنند. اولویت های تحقیقاتی آتی باید شامل: (۱) مطالعات مکانیکی با طراحی RCT و کنترل دقیق متغیرها؛ (۲) یکپارچه سازی داده های مولتی امیکس (ژنومیکس، ترانسکریپتومیکس، متابولومیکس، میکروبیومیکس)؛ (۳) توسعه مدل های پیش بینی چندسطحی با در نظر گرفتن تعاملات بیولوژیک-روانی-اجتماعی؛ و (۴) ایجاد چارچوب های اخلاقی-حقوقی قوی برای جلوگیری از سوء استفاده از نور و تکنولوژی ها در سیستم قضایی باشد. هرگونه ترجمه زودهنگام این یافته های اولیه به سیاست های عمومی بدون اعتبارسنجی دقیق و ملاحظات اخلاقی می تواند به نقض حقوق بنیادین، تشدید نابرابری های ساختاری و تضعیف اصول مسئولیت کیفری منجر شود.

نویسندگان

فائزه اسکندری

دکتری تخصصی روانشناسی دانشگاه تهران

مهدیه هاتف قوامی

دانشگاه آزاد واحد الکترونیک روانشناسی مقطع کارشناسی