ارائه مدل یکپارچه تحلیل صحنه جرم بر اساس نظریه اسکریپت و روان شناسی تحقیقاتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 42 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

WCMMPS11_068

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

تحلیل صحنه جرم به عنوان یکی از کانونی ترین مراحل در فرایند تحقیقات جنایی مستلزم بهره گیری از چارچوبی نظری است که بتواند شواهد فیزیکی را به فرایندهای شناختی و روان شناختی مجرم پیوند دهد. با وجود این رویکردهای متعارف عمدتا بر خوانش خطی و توصیفی شواهد فیزیکی تکیه دارند و از انسجام لازم میان ابعاد رفتاری و روانی برخوردار نیستند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلا مدل یکپارچه تحلیل صحنه جرم را بر پایه دو رویکرد مکمل طراحی کرده است: اول؛ نظریه اسکریپت که ساختارهای شناختی حاکم بر توالی رفتار مجرمانه را تشریح می کند. دوم روان شناسی تحقیقاتی که با تکیه بر فرضیه ثبات رفتاری کنش های مشاهده شده در صحنه جرم را بازتابی از ویژگی های شخصیتی و پایدار مجرم می داند. مدل پیشنهادی در قالب چهار فاز ساختار یافته و به هم پیوسته سامان یافته است. در فاز نخست صحنه جرم به سه اسکریپت رفتاری متمایز تفکیک می شود؛ ابزاری، بیانگر و تطبیقی؛ که هر یک با یک تم روان شناختی خاص پیوند دارند. در فاز دوم تم های غالب از طریق فرمول «امتیاز تم» برابر با مجموع حاصل ضرب وزن هر شاخص در میزان حضور آن کمی سازی شده و سپس بر اساس مدل نظام های کنش کانتر در چهار طبقه بین فردی، فرصت طلبانه، شناختی و محافظه کارانه دسته بندی می شوند. فاز سوم به نقشه برداری رفتار به ویژگی و تعیین جایگاه جرم در مدل شعاعی کانتر اختصاص دارد؛ فرایندی که امکان پیش بینی پروفایل مجرم را بر روی دو محور اصلی بیانگر ابزاری و شخصی غیرشخصی با دقت قابل قبول فراهم می کند. در فاز چهارم بازسازی پیش بینانه رفتار از طریق طراحی سناریوهای محتمل، آزمون سازگاری آنها با شواهد، تحلیل شکاف های موجود و در نهایت پیش بینی الگوهای رفتاری آینده انجام می گیرد. به کارگیری مدل در یک سناریوی قتل در منزل نشان داد که تحلیل همزمان اسکریپت، ورود اسکریپت خشونت و اسکریپت خروج دامنه جستجوی مظنون را از کل جامعه به حلقه نزدیکان قربانی محدود می کند و با شناسایی الگوی خشونت بیش از حد و پاک سازی هدفمند ردپای دیجیتال به ترسیم پروفایلی منجر می شود که شامل رابطه پیشین با قربانی، خشم شدید هیجانی و سطحی متوسط از آگاهی فنی است. این نتایج مزیت رویکرد چندلایه و تلفیقی مدل پیشنهادی را در مقایسه با رویکردهای سنتی تک بعدی برجسته می سازد. با این حال مدل فاقد محدودیت نیست. فرض ثبات رفتاری ممکن است در جرایمی که ماهیت شدیدا موقعیتی دارند یا تحت تاثیر مصرف مواد مخدر رخ می دهند نقض شود، همچنین تفاوت های فرهنگی در ساختار اسکریپت های جنایی، ضرورت بومی سازی مدل در هر بافت اجتماعی را نشان می دهد. از سوی دیگر خطر تعصب تاییدی در تفسیر تم ها، نیاز به آموزش تخصصی و استاندارد تحلیلگران را دوچندان می کند. در مجموع مدل یکپارچه تحلیل صحنه جرم با پیوند نظام مند نظریه اسکریپت و روان شناسی تحقیقاتی چارچوبی استاندارد، تکرارپذیر و پیش بینانه ارائه می کند که نه جایگزین روش های متداول پزشکی قانونی بلکه مکملی کارآمد برای افزایش دقت پروفایلینگ و ارتقای کارایی فرایند کشف جرم به شمار می آید. توسعه پایگاه داده بومی اسکریپت های جنایی و استانداردسازی دوره های آموزشی تحلیل صحنه جرم از پیش شرط های عملیاتی سازی این مدل در نظام های قضایی است.

نویسندگان

فائزه اسکندری

دکتری تخصصی روانشناسی دانشگاه تهران

مهدیه هاتف قوامی

دانشگاه آزاد واحد الکترونیک روانشناسی مقطع کارشناسی

زهرا نیکنام

کارشناس ارشد علوم شناختی گرایش روانشناسی شناختی دانشگاه علامه طباطبائی