اختلال یکپارچگی پاریتال و جرایم برنامه ریزی شده نقش لوب پاریتال در رفتار اجتماعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

WCMMPS11_037

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

لوب پاریتال – به ویژه ناحیه اتصال گیجگاهی-آهیانه ای یا محل تلاقی لوب گیجگاهی و آهیانه و لوب آهیانه ای تحتانی یا بخش تحتانی آهیانه نقش محوری در پردازش شناخت، اجتماعی، نظریه ذهن و نسبت دادن قصد به دیگران ایفا می کند. این پژوهش با هدف تبیین ارتباط میان اختلالات عملکردی و ساختاری این نواحی با الگوهای رفتاری جرایم برنامه ریزی شده مرور نظام مندی بر مطالعات نوروایمیجینگ تصویربرداری تشدید مغناطیسی، عملکردی، تصویربرداری تانسور انتشار و آنالیز حجم خاکستری در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ با تمرکز بر جمعیت های دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی و سایکوپاتی انجام داده است. یافته ها نشان می دهد اختلال در مدار اتصال گیجگاهی آهیانه ای - قشر پیش پیشانی ونتر و مدیال آمیگدالا به دو الگوی متمایز منجر می شود: هایپواکتیویتی اتصال گیجگاهی آهیانه ای با ناتوانی در مدل سازی ذهن قربانی و افزایش احتمال جرایم فرصت طلبانه و هایپراکتویتی جبرانی بخش تحتانی آهیانه در مجرمان سازمان یافته با توانایی بالای دستکاری اجتماعی. مطالعات دستی و همکاران (۲۰۱۳) نشان داد در افراد با نمره بالای سایکوپاتی مشاهده درد دیگران به جای فعال سازی مدار همدلی موجب تحریک مدار پاداش می شود. همچنین آتروفی Angular Gyrus با اختلال در پردازش هنجارهای اخلاقی و کاهش احساس گناه پس از جرم همبستگی معناداری دارد. این یافته ها از مدل دوگانه ای حمایت می کنند که در آن نقص پاریتال بسته به الگوی اتصال پذیری با قشر پیش پیشانی مغز و آمیگدالا پیامدهای رفتاری متفاوتی ایجاد می کند. چالش اصلی تمایز میان آسیب پاریتال به عنوان عامل مستعد کننده در برابر عامل تعیین کننده جرم است؛ تمایزی که مستقیما بر استدلال های مسئولیت کیفری در نوروقانون تاثیر می گذارد. اختلال یکپارچگی لوب پاریتال یک بیومارکر نوروبیولوژیک امیدوارکننده برای درک مکانیزم های شناختی زیربنای جرایم برنامه ریزی شده است اما کاربرد این یافته ها در حوزه قانونی مستلزم استانداردسازی پروتکل های تصویربرداری و تعریف آستانه های بالینی دقیق است تا از تقلیل گرایی نوروبیولوژیک در تفسیر مسئولیت کیفری جلوگیری شود.

نویسندگان

فائزه اسکندری

دکتری تخصصی روانشناسی دانشگاه تهران

زهرا نیکنام

کارشناس ارشد علوم شناختی گرایش روانشناسی شناختی دانشگاه علامه طباطبایی