مقایسه میزان شدت افسردگی در زنان باردار و دوران پس از زایمان در شهرستان ایذه در سال ۱۴۰۴

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

WCMMPS11_024

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

افسردگی بارداری و افسردگی پس از زایمان از مهم ترین اختلالات روان شناختی دوران فرزندآوری محسوب می شوند که می توانند پیامدهای گسترده ای بر سلامت روان و جسم، مادر، رشد شناختی و اجتماعی نوزاد و حتی روابط خانوادگی بر جای گذارند. شهرستان ایذه به عنوان یکی از مناطق کمتر برخوردار استان خوزستان با چالش هایی همچون محدودیت خدمات روان شناختی تخصصی، آگاهی پایین در زمینه بهداشت روان مادران و فشارهای اقتصادی و اجتماعی روبه رو است؛ عواملی که زمینه بروز و تشدید افسردگی در دوران بارداری و پس از زایمان را افزایش می دهند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه شدت افسردگی در زنان باردار و زنان دوره پس از زایمان در شهرستان ایذه در سال ۱۴۰۴ انجام شد تا تفاوت های احتمالی در الگوهای بروز افسردگی در دو دوره حساس بارداری و پس از زایمان مشخص شود. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی است و روی ۲۴۰ زن (۱۲۰ زن باردار و ۱۲۰ زن در دوره پس از زایمان) که در سال ۱۴۰۴ به مراکز بهداشت شهری، درمانگاه های زنان و زایشگاه ایذه مراجعه کرده اند انجام شد. نمونه ها با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند تا نمایی واقعی از جمعیت مادران ایذه به دست آید. ابزار سنجش افسردگی پرسش نامه معتبر بک نسخه دوم (BDI-II) بود که در کنار آن پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی برای کنترل متغیرهای زمینه ای استفاده شد. داده ها با روش های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و تحلیلی (آزمون t مستقل و تحلیل واریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمره افسردگی در زنان باردار در سطح متوسط رو به بالا قرار دارد در حالی که در دوره پس از زایمان شدت افسردگی به طور معناداری افزایش یافته است. یافته ها نشان دادند که عواملی چون مشکلات اقتصادی، فقدان حمایت همسر، بارداری ناخواسته، سابقه سقط، کمبود خدمات روان شناختی مادران در مراکز بهداشت ایذه و فشارهای فرهنگی-اجتماعی نقش مهمی در تشدید افسردگی ایفا کرده اند. همچنین مشخص شد که مادرانی که آموزش های دوران بارداری و مشاوره های تنظیم خانواده را دریافت کرده اند، شدت افسردگی کمتری نسبت به مادرانی داشته اند که از این خدمات بی بهره بوده اند. نتایج این تحقیق اهمیت توجه به برنامه ریزی های جامع برای ارتقای سلامت روان مادران در شهرستان ایذه را برجسته می کند. توسعه برنامه های آموزش مادران، افزایش تعداد روان شناسان در مراکز بهداشت، ایجاد گروه های حمایتی برای مادران، حمایت اجتماعی گسترده تر و طراحی نظام غربالگری افسردگی قبل و پس از زایمان از جمله راهکارهایی است که می تواند سطح افسردگی را کاهش دهد. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که دوران پس از زایمان نیازمند توجه ویژه تری است؛ زیرا شدت افسردگی در این دوره در زنان ایذه به طور معناداری بالاتر از دوران بارداری است و بی توجهی به آن می تواند پیامدهای جدی برای مادر، نوزاد و خانواده ایجاد کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

زینت داودی

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی خوزستان، ایذه