<span lang="FA">تفسیر تجلی ابن عربی در مجلس شبیه خوانی امام حسین(ع) با رویکرد زیبایی شناسی اسلامی
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 13، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 140
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-13-1_006
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
زیبایی شناسی در اسلام، بعدی عمیق و هستی شناختی داشته و در آن هر موجودی، جلوه ای از اسماء و صفات الهی را در خود متجلی ساخته و به مثابه آینه ای، نشانه ای از ذات اقدس احدیت است. در این چارچوب، مفهوم «تجلی» نقشی محوری در فهم زیبایی شناسی اسلامی که تا زمان شکل گیری و ظهور، قابل درک نیست ایفا می کند و آن را از زیبایی شناسی کانتی که بر پایه سوبژکتیویته بنا شده، متمایز می سازد. اهمیت تجلی در نظریه عرفان عملی ابن عربی، که به کشف و شهود اسماء و صفات الهی و تجلی حق در مراتب وجودی اشاره دارد، برجستگی می یابد. نمونه ای درخشان از این تجلی زیبایی شناختی، در آیین نمایشی «تعزیه» در فرهنگ ایران، متجلی می شود. تعزیه، به عنوان بازنمایی وقایع عاشورا و مصائب امام حسین (ع)، تجسمی هنرمندانه و نمادین از تجلیات غیبی است که بر قلب سالک عارف می تابد و او را به قرب الهی رهنمون می سازد. فهم درک زیبایی شناختی تعزیه، مستلزم درک مقام تجلی است. این مقاله، در پی کاوش در تفسیر جایگاه تجلی، به ویژه از منظر کلام حضرت زینب (س) «ما رایت الا جمیلا» پس از فاجعه کربلا در دربار یزید است. این جمله، پاسخی شگرف به جسارت ها و تمسخرهای یزید و اطرافیانش در قبال اسارت اهل بیت (ع) و مظلومیت امام حسین (ع) و یارانش است. حضرت زینب (س)، با این کلام، نه تنها پاسخی کوبنده به دشمن می دهد، بلکه دریچه ای به عالم ملکوت و مقامات معنوی اهل بیت (ع) می گشاید. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت و محتوا در کنار فرم، شامل تعامل میان اجراکنندگان و تماشاگران، مجموعه ای آیین مند را برای ارتقای اجرای تعزیه تشکیل می دهند. بستر زمانی و مکانی، سیالیت روایت، شخصیت پردازی ها، رنگ لباس ها، نمادپردازی صحنه، و موسیقی آمیخته با مرثیه و نوحه سرایی، همگی نشانگر تجلیات جمال الهی در تعزیه هستند. نسخه های تعزیه که ریشه در «مقاتل» دارند، با بهره گیری از عناصر زیبایی شناختی، به اجرا عمق بصری می بخشند. برای عارف سالک که حقیقت را شهود می کند، این اجراها فارغ از حزن و شگفتی ظاهری آن، زیبایی حقیقت را بازمی نمایند. در قرائت مثنوی گونه، گوهر حقیقت تجلی می یابد و زیبایی، در جهان هستی، همچون جلوه ای از وجود موجود جمیل، ملموس می گردد. این پژوهش کیفی، با روش توصیفی تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای، نشان می دهد که عناصر موجود در آیین نمایشی تعزیه در ایران، ریشه در عرفان عملی هستی شناختی داشته و کارکردی زیبایی شناختی دارند. از متن تا اجرا و قراردادهای نمایشی خاص، همگی جلوه هایی از جمال الهی هستند که فیض، رحمت و پاداش الهی را متجلی می سازند. این تواضع، هنرمند-مومن را وامی دارد تا خود را تنها مجرایی در این آیین بدانند و نامی از خویش برجای نگذارند. درنهایت، این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش است: آیین نمایشی شبیه خوانی چگونه به جز روایت سوگناک ذاتی اش، می تواند تجلی گر زیبایی های نمادین پروردگار در مواجهه عموم با شهادت امام شان باشد؟
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هادی ولی پور قره قیه
دانشجوی دکتری تخصصی پژوهش هنر، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران.
سیدمحمد میرشفیعی
استادیار گروه هنرهای صناعی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :