از دیرینه شناسی تا تبارشناسی: بحث در مشکله گسست/تداوم در روش شناسی میشل فوکو
محل انتشار: دوفصلنامه غرب شناسی بنیادی، دوره: 16، شماره: 2
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_OCCIDE-16-2_005
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مقاله حاضر به بررسی تحول روش شناختی در اندیشه فوکو، از دیرینه شناسی (archaeology) به تبارشناسی(genealogy) می پردازد. فوکو در ابتدا با رویکرد دیرینه شناختی، ساختارهای معرفتی و گفتمانی دوره ها ی تاریخی را تحلیل می کرد. در این رویکرد، تمرکز بر کشف قواعد ناپیدای تولید دانش، اپیستمه، و ساختارهای زبانی بود که حقیقت را ممکن می ساختند. اما به تدریج فوکو دریافت که این چارچوب از تبیین نقش قدرت در شکل گیری سوژگی عاجز است؛ از همین رو، با تاسی به نیچه، به تبارشناسی روی آورد که بر ستیز قدرت، سوژه سازی، و درهم تنیدگی دانش/قدرت تاکید دارد؛ در این تحلیل، مفاهیمی چون بدن، سوژه، و «تاریخ اکنون» به مرکز توجه می آیند.اما نکته ای که در این میان قابل تامل است، نسبت این دو رویکرد روش شناختی در اندیشه فوکو است. برخی بر این باورند که رابطه میان دیرینه شناسی و تبارشناسی از نوع گسست، و برخی بر تداوم و تحول روش شناختی فوکو تاکید دارند. مقاله حاضر بر آن است که با بررسی این دیدگاه ها، با بهره گیری از انگاشت ظرافت مند ژیل دلوز از اندیشه فوکو، به این بحث بپردازد که رابطه بین دیرینه شناسی و تبارشناسی نه گسست بلکه «تاخوردگی» است؛ یعنی یک پیوستار روش شناختی که در آن قدرت، دانش و سوژگی درهم تنیده اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید محسن علوی پور
دانشیار پژوهشکده مطالعات سیاسی و روابط بین الملل و حقوق پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
رضا استوار مسعود
کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :