سابقه و هدف: امروزه کشاورزی حفاظتی در مناطق دیم به دلیل پتانسیل آن برای به حداقل رساندن خطرات اقلیمی، کاهش فرسایش خاک، بهبود کیفیت خاک و رطوبت بیشتر قابل دسترس، اهمیت زیادی پیدا کرده است. مطالعات کمی در مورد برهمکنش خاک ورزی × ژنوتیپ برای عملکرد نخود در زمین های دیم گزارش شده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی مدل های استفاده شده در تجزیه پایداری شامل شاخص های مختلف AMMI، ترکیب دو روش AMMI و BLUP، شاخص های WAASB و WAASBY و همچنین ترسیم نمودارهای مختلف برای درک بهتر اثر متقابل ژنوتیپ در خاکورزی (محیط) و شناسایی ژنوتیپ های پر محصول نخود سازگار با شرایط آب و هوایی مناطق دیم در سیستم های مختلف خاکورزی بود.مواد و روش ها: شانزده ژنوتیپ نخود تحت سه سیستم خاکورزی شامل خاکورزی معمولی با حذف کامل بقایا (Conventional Tillage)، کم خاکورزی (شخم با گاوآهن قلمی داخل باقیمانده پوشش گیاهی در عمق ۱۰ تا ۱۵ سانتی متری خاک – Reduced Tillage) و بدون خاک ورزی با باقی ماندن پوشش گیاهی در سطح خاک (Conservation Agriculture) در مزارع کشاورز (پایگاه نوآوری) در شهرستان دلفان در استان لرستان، طی دو سال زراعی (۱۳۹۸-۱۴۰۰) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه های آماری برای تعیین پایداری ژنوتیپ ها در سیستم های مختلف خاکورزی، با استفاده از بسته تجزیه آزمایش های چندمحیطی Metan و GGE در نرمافزار R انجام شد. از پارامترهای تجزیه AMMI و همچنین پارامترهای مبتنی بر تجزیه AMMI که شامل ASV،SIPC، EV، ZA، SSI، WAASB و WAASBY بودند، روی ماتریس برهمکنش ژنوتیپ در محیط (خاکورزی) حاصل از بهترین پیشبینی نااریب خطی (BLUP) استفاده شد.نتایج و بحث: نتایج آزمون نسبت درست نمایی نشان داد که اثر ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ در خاکورزی بر عملکرد دانه معنی دار بود؛ بنابراین، تجزیه بهترین پیشبینی خطی نااریب برای این داده ها مناسب تشخیص داده شد. بر اساس شاخص ارزش پایداری امی (ASV)، ژنوتیپ های ۱۰، ۴، ۹، ۱۴ و ۱۲ دارای عملکرد پایدارتر بودند. شاخص انتخاب هم زمان (SSIASV) بر اساس ASV، ژنوتیپ های ۹، ۴، ۱۳، ۱۰ و ۶ را از نظر عملکرد دانه و پایداری عملکرد، به عنوان ژنوتیپ های برتر شناسایی کرد. نمودار بایپلات AMMI۲ بر مبنای دو مولفه اصلی اول، ژنوتیپ های ۱۱، ۲ و ۶ را به عنوان ژنوتیپ های دارای پایداری عملکرد شناسایی کرد. با توجه به این که در محاسبه بایپلات AMMI۲، تمام مولفه های اصلی سهیم نیستند و فقط مولفه های اصلی اول و دوم با توجیه ۱۸/۴۷ و ۲۵/۲۶ درصد از برهمکنش ژنوتیپ در محیط به کار گرفته شده اند، از شاخص پایداری ژنوتیپی WAASBY استفاده شد که امکان تفسیر هم زمان بر پایه میانگین عملکرد و پایداری عملکرد را در یک نمودار دوبعدی فراهم می آورد. بر اساس شاخص WAASBY مبتنی بر تجزیه BLUP، ژنوتیپ های ۴، ۵، ۶، ۸، ۹، ۱۱ و ۱۵ پرمحصول با عملکرد پایدار شناخته شدند. نتایج
نمودار موزائیکی نشان داد که سهم ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ در محیط (خاکورزی) به ترتیب ۳۸/۵ و ۶۲/۹۴ درصد از تنوع کل بود.نتیجه گیری: درمجموع به نظر می رسد که استفاده از نمودار WAASBY با وزندهی متغیر از صفر تا صد برای شاخص WAASB و میانگین عملکرد دانه می تواند به نتایج مطمئنتری از تجزیه پایداری با بهره گیری از تجزیه هایی مانند تجزیه عاملی، BLUP و AMMI در شناسایی ژنوتیپ های برگزیده بینجامد. با توجه به این که از مدل مختلط و همچنین تمام مولفه ها در محاسبه شاخص WAASBY استفاده شد، به نظر میرسد که این شاخص برتر از سایر شاخص ها باشد.