گفتمان خطرناک در روایت ضحاک شاهنامه: تحلیل نشانه معناشناختی براساس الگوی دانسی
محل انتشار: دوفصلنامه مطالعات ایرانی، دوره: 25، شماره: 49
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JISUK-25-49_002
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مارسل دانسی «گفتمان خطرناک» را به مثابه کاربست سامان مند زبان، استعاره و نمادها برای برساخت تهدید، بازتعریف واقعیت، طبیعی سازی خشونت و مشروعیت بخشی به سلطه تبیین می کند. این گفتمان با تکیه بر «دروغ بزرگ» و «دیگری سازی احساسی»، و بهره گیری از «چارچوب بندی استعاری»، به ایجاد فضای هراس، کنترل ذهن و تفرقه افکنی در جامعه منجر می شود. در شاهنامه فردوسی، ضحاک ماردوش نمونه برجسته چنین سازوکارهایی است؛ فرمانروایی اسطوره ای که با نیرنگ بر تخت می نشیند و با بهره گیری از زبان و رفتار، خشونت خود را مشروع جلوه می دهد. او دشمن را «دیگری» می سازد، محدودیت های جغرافیایی را مدیریت منطقی جلوه می دهد..این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، ابیات شاهنامه مرتبط با ضحاک را در دو محور بررسی کرده است: (۱) مشروعیت بخشی به سلطه از طریق گفتمان خطرناک، (۲) تفرقه افکنی از رهگذر چارچوب های استعاری و ایجاد دوگانه های کاذب. یافته ها نشان می دهد زبان ضحاک نه صرفا ابزار روایت، بلکه سازوکار بازتولید سلطه است. چرخه همزمان مشروعیت بخشی به خشونت و تضعیف انسجام اجتماعی، همان الگوی پایداری قدرت را شکل می دهد که دانسی در نظریه خود شرح می دهد. این تحلیل پیوندی میان روایت کلاسیک شاهنامه و الگوهای معاصر گفتمان قدرت ایجاد می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرشته آزادتبار
استادیار گروه علمی زبان و ادبیات فارسی- دانشگاه پیام نور- تهران- ایران