کسری بودجه مزمن به عنوان یکی از چالش های ساختاری اقتصاد ایران، پایداری مالی دولت را به طور مداوم تهدید می کند. این پژوهش با رویکردی متفاوت، ریشه این معضل را در چسبندگی ساختاری
نظام پرداخت مقطوع جستجو کرده و الگوی پرداخت متغیر در دولت نبوی را به عنوان یک چارچوب نظری جایگزین برای ایجاد توازن خودکار بین منابع و مصارف معرفی می نماید. روش تحقیق، یک رویکرد تحلیلی چندوجهی است که شامل تحلیل نظری، بررسی توصیفی داده های دوره ۱۳۷۹-۱۴۰۲ و یک شبیه سازی چند سناریویی برای ارزیابی کمی اثر انعطاف پذیری هزینه ها می شود. یافته های توصیفی، عدم تقارن شدید بین درآمدهای پر نوسان و هزینه های صلب را به وضوح تایید می کند. بااین حال، تلاش برای استخراج یک رابطه آماری پایدار با استفاده از مدل های اقتصادسنجی پیشرفته (ازجمله ARDL)، به دلیل بی ثباتی شدید و شکست های ساختاری متعدد در اقتصاد ایران، به نتایج معناداری منجر نشد؛ که این خود یک یافته مهم در مورد محدودیت های تحلیل کمی در این دوره است. در مقابل، نتایج
شبیه سازی سیاستی در چارچوب یک تحلیل ایستای بودجه ای نشان داد که انعطاف پذیر کردن تنها بخش کوچکی (۱۰٪ تا ۳۰٪) از هزینه های دارای چسبندگی می توانست
کسری بودجه را به ویژه در سال های بحرانی به طور قابل توجهی کاهش دهد و نقش یک تثبیت کننده پایدار را ایفا کند. پژوهش نتیجه می گیرد که حرکت به سمت نظام های پرداخت انعطاف پذیر، راهکاری کلیدی برای دستیابی به پایداری مالی است. بااین حال، با توجه به ماهیت ایستای شبیه سازی و نادیده گرفتن اثرهای رکودی کاهش مخارج (ضریب فزاینده)، نتایج تاکید دارند که برای جلوگیری از پیامدهای منفی این سیاست بر رشد اقتصادی در دوران رکود، ضروری است که نوسان هزینه ها به جای درآمد سالانه، به «میانگین متحرک درآمدهای پایدار» گره زده شود؛ در غیر این صورت، کاهش هزینه ها می تواند به قیمت تعمیق رکود تمام شود.