آمیختگی دریافت حسی و روایت در امپرسیونیسم ادبی: مطالعه تطبیقی «جوانی» اثر جوزف کنراد و «تن آبی، تنابی» اثر بیژن نجدی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 57
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CLRJ-14-1_005
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی تحلیلی و بر پایه مولفه های نظری امپرسیونیسم ادبی، دو داستان «جوانی» از جوزف کنراد و «تن آبی، تنابی» از بیژن نجدی را مقایسه می کند. امپرسیونیسم ادبی که ریشه در هنرهای تجسمی دارد، با گسست از روایت خطی، بر ثبت تجربه های حسی، ساختارهای روایی گسسته و کاوش در خودآگاهی فردی تاکید می کند و به جای بازنمایی فیزیکی واقعیت، از زبان برای برانگیختن احساس و ایده چیزها بهره می برد. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوای تطبیقی است و داده ها با روش تحلیل مضمون و با تکیه بر آرای ربه کا بولر در کتاب امپرسیونیسم ادبی (۲۰۱۶) تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که هر دو داستان بر اصل «تاثیر حسی» به جای گزارش عینی استوارند، اما تفاوت اساسی آن ها در نحوه مواجهه با واقعیت است: کنراد هرچند پدیده های فیزیکی (مانند آتش سوزی و توفان) را از دریچه ادراک حسی راوی (مارلو) بازنمایی می کند، از چارچوب رویدادهای عینی فراتر نمی رود؛ در حالی که نجدی با عبور از مرزهای رئالیسم، واقعیت و خیال را درمی آمیزد و موجودی خیالی به نام «پپسی» را از درون یک کالای صنعتی مدرن خلق می کند. افزون بر این، کنراد از شگردهای «قاب سازی روایی» و «رمزگشایی به تاخیرافتاده» بهره می برد، اما نجدی مستقیما به جهان ذهنی شخصیت (منصور) وارد می شود. در نهایت، می توان نتیجه گرفت که نجدی شگردهای امپرسیونیسم ادبی را در فضایی فراواقع گرایانه و شاعرانه تر بومی سازی کرده است، برخلاف کنراد که همچنان به بازنمایی رویدادهای فیزیکی (هرچند با نگاهی حس محور) پایبند است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسعود فرهمندفر
دانشیار ادبیات انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبائی
احمد رضایی جمکرانی
استاد ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.