<span lang="AR-SA">تداوم تمدنی ایران و منطق پیش رونده فضا
محل انتشار: فصلنامه هنر و تمدن شرق، دوره: 14، شماره: 52
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ACO-14-52_001
تاریخ نمایه سازی: 13 مرداد 1405
چکیده مقاله:
ایران در درجه نخست یک اسم است، اما واقعیتی هست که این اسم ناظر بر آن است. این واقعیت که بیش از هشتصد بار نام آن در شاهنامه تکرار شده، در طول سده های متمادی بارها در معرض هجوم های خارجی قرار گرفته است. با این همه و به رغم بحران ها و گسست های سیاسی، تداوم در لایه های فرهنگی این سرزمین حفظ شده؛ تداوم در جوهری که هرچند آرام و تدریجی، همواره با انباشت تجربه و انتقال دانش در طول نسل ها همراه بوده است. یکی از مهم ترین عرصه های مشاهده این تداوم، تاریخ فضا در ایران است. در سنت ایرانی، بنا، صرفا یک حجم ساختمانی، باغ، صرفا یک فضای سبز، و شهر صرفا مجموعه ای از عناصر کالبدی نبوده است. این سه، در حقیقت، سطوح مختلف یک منطق مشترک اند؛ منطقی که بر پایه معنا، نظم هندسی و مهندسی آب، نسبت دقیق میان فضای ساخته شده و محیط طبیعی، و سازمان دهی عقلانی زندگی جمعی شکل گرفته است. در معماری ایران می توان سیر روشنی از انتقال، اصلاح و تکامل دانش فنی را مشاهده کرد. الگوهای بنیادینی که در دوره های پیش از اسلام پدید آمده بودند، در دوره های بعد از میان نرفتند، بلکه در قالب های تازه بسط یافتند. تحول ایوان، تکامل شیوه های پوشش فضا، ارتقای فنون ساخت گنبد، و پیچیده تر شدن نسبت میان سازه و تزیین، همگی نشان می دهند که معماری ایران از منطق انباشت و پیشرفت پیروی کرده است. این پیشرفت را نمی توان فقط در ساخت معماری دید. همان اصولی که در مقیاس بنا عمل می کنند، در مقیاس شهر نیز استمرار می یابند اما در مقیاسی گسترده تر. شهر ایرانی در طول تاریخ، ساختاری درهم تنیده از بازار، مسجد جامع، میدان، محله، ارگ، باغ و شبکه معابر بوده است. این عناصر نه به صورت تصادفی، بلکه در قالب نظمی پایدار و متناسب با اقلیم، اقتصاد و حیات مدنی شکل گرفته اند. شهرهای تاریخی ایران، با وجود ویرانی ها یا افول های مقطعی، غالبا توانسته اند این منطق درونی را حفظ کنند و در دوره های بعدی در سطحی پیچیده تر بازآرایی شوند. در اصفهان صفوی، پیوند میدان، بازار، کاخ، خیابان و محلات به مرحله ای از انسجام می رسد که نشان می دهد شهر ایرانی نه از نقطه صفر، بلکه بر پایه انباشت تجربه های طولانی تکوین یافته است. به همین اعتبار، شهرسازی ایران را باید امتداد همان سنتی دانست که در معماری و باغ سازی نیز حضور دارد. از منظر تاریخ معماری و شهرسازی، تمدن ایران را نمی توان ذیل الگوی جامعه کوتاه مدت یا جامعه کلنگی فهم کرد. شواهد فضایی نشان می دهد که تحول تاریخی در ایران عمدتا بر پایه جذب، بازآرایی و بسط دستاوردهای پیشین صورت گرفته است، نه بر مبنای نفی کامل آن ها و آغاز مکرر از نقطه صفر. اگر جامعه ای کوتاه مدت باشد، در آن باید گسست های پی درپی در انتقال دانش، زوال سریع الگوهای فضایی، و ناتوانی در انباشت تجربه های فنی مشاهده شود؛ حال آن که در تاریخ ایران، از سازمان باغ و مهندسی آب تا پیوند بازار، مسجد، میدان و محله در شهر، و نیز تکامل تدریجی فنون سازه ای در معماری، نوعی امتداد درازمدت و انباشتی دیده می شود. این تداوم نشان می دهد که حافظه فضایی ایران فراتر از منطق ناپایدار و مقطعی عمل کرده و بیش از آن که با مفهوم گسست توضیح داده شود، با منطق تداوم تاریخی و انباشت تمدنی قابل فهم است. بر پایه چنین درکی، فشارها و تهاجم های معاصر را نیز باید رویدادهایی در متن تاریخی طولانی تری دانست که در آن، ایران بارها توانسته است ظرفیت های درونی خود را در قالب های تازه بازآرایی و بازتولید کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضا کسروی
گروه معماری منظر، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران