هدف: بیماری
اسکلروز چندگانه (ام اس) یک اختلال عصبی مزمن و پیشرونده است که به دلیل ماهیت خاص خود، تاثیرات جسمی و روانی گوناگونی بر زندگی بیماران و خانواده های آنان بر جای گذاشته و میتواند تهدید
معنای زندگی را در پی داشته باشد. با توجه به اهمیت
معنای زندگی در سازگاری بیماران مبتلا به ام اس، هدف مطالعه حاضر ارائه یک نمای کلی از عوامل موثر بر
معنای زندگی این بیماران و نیز تحلیل مداخلات روانشناختی انجام گرفته برای بهبود
معنای زندگی بیماران مذکور بوده است.
روش: این مطالعه از نوع مروری سیستماتیک است؛ در این مرور، مقالات منتشر شده به زبانهای انگلیسی و فارسی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جستجو و بازیابی مقالات از پایگاههای Web of Science، Science Direct، PubMed، ProQuest، EBSCO و مگیران، نورمگز، پورتال جامع علوم انسانی و SID استفاده شده است. در مرحله اول جستجو ۵۵ مقاله به دست آمد که پس از حذف موارد تکراری و نامربوط با هدف مطالعه و در نظر گرفتن ملاکهای ورود به مطالعه، ۱۰ مقاله انتخاب شده است. نیمی از مطالعات انتخابی در ایران انجام گرفته است.
یافته ها: یافته های مرور حاضر در دو محور اصلی خلاصه شدند: ۱) عوامل موثر بر
معنای زندگی بیماران مبتلا به
ام اس شامل «معنویت و باورهای مذهبی»، «پذیرش فعالانه بیماری»، «حمایت اجتماعی و روابط بین فردی»، «مشارکت در فعالیت های معنادار»، «بهره گیری از حمایت متخصصان»، و «تلاش برای حفظ قدرت و زندگی با بدنی غیر قابل پیشبینی»؛ و ۲) مداخلات روان شناختی موثر که شامل رویکرد وجودی–معنوی، درمان شناختی–رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، امید درمانی و آموزش مثبت اندیشی بودند. نتایج نشان داد که این مداخلات به طور موثری موجب ارتقای
معنای زندگی و بهبود شاخص های روان شناختی بیماران مبتلا به
ام اس شده اند.
نتیجه گیری: مرور نظام مند حاضر نشان می دهد که معنای زندگی، مفهومی چندبعدی در تجربه بیماران مبتلا به
ام اس است که از طریق منابع متفاوتی میتواند شکل گیرد و بهبود یابد. درک عمیق تر این معیارها و مفاهیم موثر بر
معنای زندگی می تواند مورد توجه درمانگران و سیاستگذاران حوزه توانبخشی بیماران مبتلا به
ام اس قرار گیرد و نیز مبنای طراحی مداخلات روان شناختی در جهت شکلدهی و بهبود
معنای زندگی بیماران مذکور قرار گیرد. همچنین برایند یافتهها در رابطه با مداخلات انجام گرفته در جهت بهبود
معنای زندگی بیماران مذکور موثر بودن آنها را می رساند اما با توجه به تمرکز این مداخلات در کشور ایران ضرورت انجام مطالعات در دیگر کشورها با فرهنگهای متفاوت احساس میشود.