بررسی تحلیلی ناسازگاری رجعت با نظریه «امتناع حرکت در مجردات»
محل انتشار: بیستمین فراخوان آثار پژوهشی حوزه علمیه خراسان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPNF20_043
تاریخ نمایه سازی: 7 مرداد 1405
چکیده مقاله:
رجعت از آموزه های ضروری مذهب تشیع به شمار می رود که مورد اتفاق علمای امامیه است. فلاسفه و حکمای اسلامی تفسیرهای متفاوتی از این مفهوم ارائه نموده اند که بر اساس آرای اندیشمندانی چون شاه آبادی، رفیعی قزوینی و علامه طباطبایی، رجعت به مثابه فرآیند تکامل نفوس انسانی تبیین شده است. بر اساس اصول حکمت متعالیه، موجود مجرد از ماده و قوه تهی است، لذا حرکت (به معنای گذار از قوه به فعل) در آن قابل تصور نیست. از سوی دیگر، حرکت مستلزم وجود قوه است و حال آنکه مجردات کاملا در مرتبه فعلیت قرار دارند. این امر پارادوکس مهمی ایجاد می کند: چگونه می توان تکامل نفوس مجرد پس از مرگ و در فرآیند رجعت را تبیین فلسفی نمود؟ این پژوهش با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بررسی و حل این تعارض مفهومی می پردازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد این تعارض ظاهری از طرقی قابل حل است: ۱. ثبات بقای نوعی ارتباط نفس با بدن حتی پس از مرگ ۲. تبیین حرکت به صورت انشائی (خلاقیت نفس نسبت به بدن) ۳. نقد و نفی مفهوم هیولای مشائی ۴. رد بنیادین اصل هیولا.
نویسندگان