خوانش بینامتنی آواهای فولکلور در آثار محمدرضا شجریان و شاگردان با رویکرد هنر سنتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

DSBM03_024

تاریخ نمایه سازی: 7 مرداد 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با اتکا به نظریه «بینامتنیت» ژولیا کریستوا، به تحلیل نسبت میان «هنر سنتی»، «موسیقی دستگاهی ایران» و «آواهای فولکلور» در آثار محمدرضا شجریان و برخی شاگردان او می پردازد. پرسش کلیدی تحقیق آن است که چگونه موسیقی دستگاهی از طریق جذب و دگرگونی ملودی ها و ساختارهای موسیقایی بومی، از نظامی ایستا به قلمرویی پویا و میان متنی بدل می گردد. بر مبنای دیدگاه کریستوا مبنی بر اینکه هر متن شبکه ای از نقل قول ها و تقاطع سطوح متنی است، این مقاله استدلال می کند که آثار مورد بررسی، صرفا اجرای ردیف نیستند، بلکه دیالوگی عمیق با لایه های گوناگون فرهنگ موسیقایی ایران محسوب می شوند. هنر سنتی در این پژوهش، به مثابه متن میزبان، با استمداد از متون مهمان -آواهای فولکلور-، فرآیند تولید معنایی نوین را شکل داده و از انجماد تاریخی رهایی یافته، به جریانی زنده تبدیل می شود. نتایج این تحلیل، بر اهمیت رویکرد بینامتنی در فهم تحولات معاصر موسیقی دستگاهی و نقش آن در بازتعریف مفاهیم سنت و فولکلور تاکید دارد.

نویسندگان

محسن نورانی

دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران. ایران. (نویسنده مسئول)

نیر طهوری

استادیار گروه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.