تلاقی نوآوری معماری و هویت شهری طراحی مجتمع مسکونی در اصفهان با تمرکز بر ارتقاء حس مکان و تجربه ساکنین (نمونه موردی مجتمع بزرگ آبشار و مجتمع مسکونی گل نرگس اصفهان)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 145
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSAUE11_1249
تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی تاثیر معماری نوآورانه بر حس مکان و هویت شهری در مجتمع های مسکونی شهر اصفهان می پردازد. با توسعه شهرنشینی و افزایش ساخت و سازهای مدرن بسیاری از پروژه های مسکونی از عناصر بومی و فرهنگی فاصله گرفته اند که این امر منجر به کاهش حس تعلق و تعاملات اجتماعی در بین ساکنان شده است. در این راستا پژوهش حاضر تلاش دارد تا ارتباط بین طراحی معماری فضاهای عمومی، تعاملات اجتماعی و حس مکان را تحلیل کند و نقش ویژگی های کالبدی و فرهنگی را در تقویت پیوند میان شهروندان و محیط زندگیشان بررسی کند. دو مجتمع مسکونی آبشار و گل نرگس در اصفهان به عنوان نمونه های موردی انتخاب شده اند که از نظر طراحی، کالبدی، تعاملات اجتماعی و حس مکان با یکدیگر تفاوت دارند. روش تحقیق شامل مطالعه موردی، تحلیل آماری و مدلسازی رگرسیونی است که داده های آن از طریق نظر سنجی از ۴۰۰ نفر از ساکنان این مجتمع ها جمع آوری شد. نتایج نشان داد که در مجتمع گل نرگس به دلیل طراحی هماهنگ با معماری بومی، فضاهای عمومی متصل و توزیع مناسب امکانات، اجتماعی، میزان حس مکان و تعاملات اجتماعی در سطح بالایی قرار دارد. در مقابل در مجتمع آبشار که طراحی آن بیشتر مبتنی بر الگوهای مدرن و بلندمرتبه است، حس تعلق و تعاملات اجتماعی کمتر بوده است. تحلیل آماری نشان داد که افزایش فضاهای عمومی تاثیر مثبت و معناداری بر حس مکان دارد (ضریب همبستگی +۰.۷۴) در حالی که افزایش ارتفاع بناها رابطه ای معکوس با حس مکان دارد (ضریب همبستگی -۰.۶۲). همچنین افزایش میزان تعاملات اجتماعی به شکل معناداری حس تعلق را تقویت می کند (ضریب همبستگی ۰.۸۲). مدل رگرسیونی پژوهش نشان داد که مساحت فضاهای عمومی (۰.۵۸)، تعداد تعاملات اجتماعی (+۰.۶۵) و میزان استفاده از معماری سنتی (+۰.۴۹) بیشترین تاثیر را بر حس مکان دارند. نتایج تایید کرد که اگر طراحی معماری نوآورانه با زمینه فرهنگی و اجتماعی منطقه هماهنگ باشد می تواند حس تعلق و تعاملات اجتماعی را افزایش دهد اما اگر بدون در نظر گرفتن بافت بومی و نیازهای اجتماعی انجام شود ممکن است منجر به کاهش ارتباط ساکنان با محیط و کاهش کیفیت زندگی شود. بر این اساس پیشنهاد می شود که طراحی مجتمع های مسکونی با تاکید بر فضاهای عمومی، تعاملات اجتماعی و بهره گیری از عناصر معماری سنتی انجام شود تا ارتباط معناداری بین شهروندان و محیط زندگیشان ایجاد شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سعید ربانی
دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران
محمد بهزاد پور
استادیار گروه معماری واحد هشتگرد دانشگاه آزاد اسلامی هشتگرد ایران