بیان مسئله در حقیقت معرفت شناسی واسطه ای چهارچوبی دوگانه انگار است که فهم ما از جهان و معرفت ما به واقعیت را در تقابل ذهن با جهان بیرونی قرار می دهد
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSAUE11_0972
تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1405
چکیده مقاله:
بیان مسئله در حقیقت معرفت شناسی واسطه ای چهارچوبی دوگانه انگار است که فهم ما از جهان و معرفت ما به واقعیت را در تقابل ذهن با جهان بیرونی قرار می دهد. بررسی نظریه های حوزه زیبایی شناسی معماری نشان می دهد که عموما درک ما از تجربه زیبایی شناسی معماری تحت تاثیر پنداشتی دوگانه انگار بوده است. این پنداشت تجربه فعال بدنی فاعل تجربه را به تجربه ای غیرفعال و محدود به لذت بصری از ویژگی های فرمی معماری کاهش داده است و منجر به درک نادرستی از تجربه زیبایی شناسی ما از معماری شده است. نقطه مشترک تمامی نظریه های دوگانه انگار در معماری آن است که وقتی با ساختمان مواجه می شویم در فاصله ای مشخص از آن می ایستیم به آن می نگریم و از خود می پرسیم معنای آن چیست؟ و اگر ساختمان بتواند مفهومی را در ذهن ما تداعی کند حاصل آن درک زیبایی شناختی از ساختمان خواهد بود. هدف پژوهش این پژوهش در تقابل با نظریه های دوگانه انگار که تجربه شناختی فعال و بدن مند ما از معماری را به تجربه ای غیر فعال و صرفا بصری کاهش داده اند قرار می گیرد. این پژوهش با تکیه بر آرای موریس مرلوپونتی به عنوان فیلسوفی که بر نقش بنیادین بدن در فرایند شناخت از محیط تاکید دارد بنا دارد تا تجربه زیبایی شناسی ما از معماری را توصیف کند. روش تحقیق این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی و روش مطالعه اسنادی با رویکرد تفسیرگرایی، سعی دارد در چندگام مختلف که اغلب با یکدیگر همپوشانی دارند تجربه زیبایی شناسی معماری را بررسی و بازخوانی کند. نتیجه گیری: توجه به نقش بدن در فرایند شناخت و به ویژه در تجربه ما از معماری در آمیختگی بنیادین بدن با اشیاء و پدیده ها را نشان می دهد و زمینه هرگونه تلقی بازنمودی از معماری را از بین می برد. در نتیجه برخلاف بیشتر نظریه ها که بر تقابل انسان با بنا تاکید دارند، تجربه زیبایی شناسی ما از معماری به صورت درهم آمیختگی بدنی با پدیده معماری نمود می یابد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آرش خدابخش
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی معماری از دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار ایران
نسرین شاطرزاده فر
دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ساپینزا رم ایتالیا
وحید خادم زاده
استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد ایران