تحلیل تطبیقی-انتقادی دیدگاه مولوی و عبدالکریم سروش در باب وحی و عصمت؛ واکاوی ریشه های اختلاف در منابع، مبانی و زمینه های تاریخی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 97

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3058

تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: عبدالکریم سروش در نظریه بسط تجربه نبوی، برای توجیه ادعای خود مبنی بر بشری بودن الفاظ قرآن و تبعیت وحی از پیامبر، بارها به اشعار و آرای مولوی استناد کرده و وحی را به جوشش شاعرانه تشبیه نموده است. این پژوهش تطبیقی-انتقادی با هدف بررسی میزان تطابق و هم افقی دیدگاه مولوی با نظریه سروش در مسئله وحی و عصمت و نیز واکاوی ریشه های اختلاف در مبانی فکری، منابع و زمینه های تاریخی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی-انتقادی، با بهره گیری از منابع دست اول (مثنوی مولوی، آثار سروش و منابع کلامی و تاریخی) به بررسی تطبیقی آرای این دو اندیشمند پرداخته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که برخلاف تلاش سروش برای انتساب آرای خود به عرفان اسلامی، دیدگاه مولوی در چهار محور اساسی در تضاد کامل با نظریه وی قرار دارد: (۱) ماهیت قرآن (کلام خدا در برابر تعبیر شخصی پیامبر)، (۲) نقش پیامبر (آیینه وحی در برابر مفسر و آفریننده وحی)، (۳) عصمت (خطاناپذیری در برابر خطاپذیری)، (۴) مصونیت قرآن (ابدیت در برابر تغییرپذیری). بحث: ریشه این اختلاف عمیق به مبانی فکری متفاوت بازمی گردد؛ در حالی که مولوی مبتنی بر عرفان ناب اسلامی، قرآن و سنت، از عصمت و خطاناپذیری وحی دفاع می کند، سروش با تاثیرپذیری از فلسفه غرب (سوبژکتیویسم کانتی، هرمنوتیک گادامری، نظریه زبان ویتگنشتاین و تاریخ گرایی پوپری) به تفسیر تاریخی و نسبی از دین روی آورده است. همچنین بررسی تاریخی نشان می دهد که ریشه طرح جواز "سهو نبی" در میان برخی فرق اسلامی، تا حدی ناشی از ملاحظات سیاسی-تاریخی (مانند واقعه قلم و دوات) بوده و با مبانی کلامی شیعه و متکلمان معتزله در تناقض است. نتیجه گیری: نظریه بسط تجربه نبوی در هیچ یک از سنت های فکری اسلامی (عرفانی و کلامی) ریشه ندارد و صرفا تلفیقی التقاطی از اندیشه های غربی است که با عرفان ناب اسلامی، نصوص دینی و آموزه عصمت در تعارض آشکار قرار دارد. این نظریه به دلیل تناقضات درونی، نادیده گرفتن ضرورت های عقلی و تضعیف پایه های اعتبار دین، نمی تواند به عنوان تفسیری جایگزین برای تبیین سنتی وحی و عصمت پذیرفته شود.

نویسندگان

محمدعلی فرهادیه۱

۱. گروه الهیات، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

مجتبی جعفری

گروه الهیات، واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی شهر، ایران (نویسنده مسئول).

محسن فهیم۳

۳. گروه الهیات، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.