واکاوی تناقضات معرفتی نظریه ی بسط تجربه ی نبوی با آموزه ی عصمت در قرآن و سنت؛ نگاهی به آثار تربیتی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_3057
تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: نظریه ی «بسط تجربه ی نبوی» که توسط عبدالکریم سروش در دهه های اخیر مطرح شده، از چالش برانگیزترین دیدگاه ها در حوزه ی وحی شناسی معاصر به شمار می رود. این نظریه با فروکاستن وحی به تجربه ای بشری، تاریخی و زمینی، آموزه ی عصمت مطلق پیامبر اعظم (ص) را به چالش می کشد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که نظریه ی بسط تجربه ی نبوی چه نسبتی با آموزه ی عصمت در قرآن و سنت دارد و تناقضات معرفتی این نظریه در چه سطوحی قابل شناسایی است و چه آثار تربیتی دارد؟ روش شناسی: این پژوهش با روش تحلیل اسنادی و با بهره گیری از منابع دست اول اسلامی (قرآن کریم، تفاسیر معتبر و منابع روایی) و نیز آثار مکتوب عبدالکریم سروش، به بررسی نسبت نظریه ی بسط تجربه ی نبوی با مفهوم عصمت پرداخته است. جامعه ی آماری پژوهش شامل قرآن کریم، تفاسیر المیزان و منشور جاوید، صحاح سته، کتب اربعه و آثار سروش (به ویژه «بسط تجربه ی نبوی» و «قبض و بسط تئوریک شریعت») می باشد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه ی بسط تجربه ی نبوی در سه سطح اساسی با مفهوم عصمت در تعارض است: (۱) نفی عصمت در دریافت وحی، (۲) نفی عصمت در حفظ وحی، و (۳) نفی عصمت در ابالغ وحی. این تناقضات از مبانی فلسفی سوبژکتیویسم کانتی، هرمنوتیک فلسفی گادامری، نظریه ی بازی های زبانی ویتگنشتاین و تاریخ گرایی پوپری نشات گرفته است که با مبانی آنتولوژیک و معرفت شناختی اسلام هماهنگی ندارد. بحث: بررسی آیات کلیدی قرآن نظیر مائده: ۶۷، احزاب: ۳۳، بقره: ۱۲۴، یونس: ۳۵، و قیامت: ۱۶-۱۹ به روشنی نشان می دهد که عصمت، نه یک فضیلت اکتسابی صرف، بلکه موهبتی الهی و در عین حال اکتسابی است که برای تضمین هدایت یقینی و اعتمادپذیری کامل پیامبر در فرایند وحی، ضرورتی انکارناپذیر دارد. در مقابل، نظریه ی سروش با نادیده گرفتن این ضرورت عقلی و نقلی، هدایت الهی را به فرآیندی خطاپذیر و غیرقابل اعتماد تبدیل می کند و در نهایت دچار پارادوکس خودشکنندگی تاریخی گرایی می شود. نتیجه گیری: نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که نظریه ی بسط تجربه ی نبوی به دلیل تناقضات آشکار با نص قرآن، نادیده گرفتن ضرورت های عقلی، و تضعیف پایه های اعتبار دین، فاقد اعتبار علمی-اعتقادی است و نمی تواند به عنوان تفسیری جایگزین برای تبیین سنتی وحی و عصمت پذیرفته شود. این نظریه نه تنها ریشه در سنت فکری اسلامی (اعم از عرفانی و کلامی) ندارد، بلکه صرفا ترکیبی التقاطی از اندیشه های فلسفی غرب است که با مبانی اصیل قرآن و سنت در تعارض آشکار قرار دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدعلی فرهادیه۱
گروه الهیات، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
، مجتبی جعفری۲
گروه الهیات، واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی شهر، ایران (نویسنده مسئول).
*، محسن فهیم۳
گروه الهیات، واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی شهر، ایران (نویسنده مسئول).