طراحی مدل خط مشی گذاری مدیریت شهری با گفتمان شناسی بازیگران خط مشی
فایل این در 257 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
خط مشی گذاری مدیریت شهری در ایران، به ویژه در استان مازندران، با چالش هایی ساختاری و گفتمانی مواجه است که ریشه در چندنهادی بودن نظام مدیریت شهری، تعدد بازیگران، تعارض منافع، مداخلات سیاسی و ضعف انسجام نهادی دارد. در چنین بستری، تصمیم گیری های شهری اغلب تحت تاثیر گفتمان های سیاسی و فردمحور قرار گرفته و نقش دانش تخصصی، مشارکت نخبگان و سازوکارهای تحلیلی نظام مند در آن کمرنگ شده است. این وضعیت موجب گسست در چرخه خط مشی گذاری، ضعف در اجرای موثر و کاهش کارآمدی خط مشی های مدیریت شهری شده است. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش حاضر، طراحی مدلی فرآیندی برای خط مشی گذاری مدیریت شهری با تمرکز بر گفتمان شناسی بازیگران خط مشی است.
این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره گیری از استراتژی تحلیل مضمون براون و کلارک انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بازیگران کلیدی خط مشی در سه شهر آمل، بابل و ساری صورت گرفت و نمونه گیری به شیوه نظری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها در چهار مرحله طراحی شد: مرحله نخست، گردآوری و سازمان دهی داده ها؛ مرحله دوم، اجرای فرآیند شش گانه تحلیل مضمون برای استخراج کدها، مضامین و شناسایی گفتمان ها؛ مرحله سوم، مقایسه و تحلیل شدت و غلبه گفتمان های شناسایی شده در میان بازیگران؛ و مرحله چهارم، طراحی مدل نهایی خط مشی گذاری مبتنی بر یافته های تحلیلی.
یافته های پژوهش نشان داد که خط مشی گذاری مدیریت شهری در استان مازندران تحت تاثیر چهار محور اصلی گفتمانی شامل گفتمان سیاسی، گفتمان نهادی، گفتمان تخصصی و گفتمان مشارکتی قرار دارد. غلبه گفتمان سیاسی اقتصادی، تداخل وظایف نهادی، ضعف انسجام ساختاری، فقدان استفاده نظام مند از تحلیل های فنی و مشارکت محدود نخبگان و شهروندان از مهم ترین چالش های شناسایی شده بودند. در عین حال، گفتمان های محیط زیستی، عدالت اجتماعی، نوگرایی و شفافیت مدیریتی نیز در سال های اخیر در حال تقویت بوده و بر تحولات خط مشی های شهری تاثیرگذار بوده اند. مقایسه میان سه شهر مورد مطالعه نشان داد که تفاوت در الگوی تعامل بازیگران و شدت گفتمان ها، بر کیفیت و کارآمدی خط مشی های شهری اثر مستقیم دارد.
بر مبنای این یافته ها، مدل پیشنهادی پژوهش در قالب یک مدل فرآیندی شش مرحله ای شامل شناخت مسئله، دستورکارگذاری، صورت بندی خط مشی، تصویب و تصمیم گیری، اجرا، و ارزیابی و بازنگری طراحی شد. این مدل با ادغام تحلیل گفتمانی در تمامی مراحل چرخه خط مشی، تلاش می کند تعارضات منافع را شناسایی و مدیریت کرده، مشارکت بازیگران را تقویت نموده و پیوند میان دانش تخصصی و تصمیم گیری سیاسی را نظام مند سازد. مدل طراحی شده، ضمن تبیین تعاملات قدرت و زبان میان بازیگران، چارچوبی برای هم راستاسازی منافع، افزایش مشروعیت، ارتقای انسجام نهادی و بهبود قابلیت اجرای خط مشی های مدیریت شهری فراهم می کند.
نوآوری نظری پژوهش در تلفیق رهیافت گفتمان شناختی با مدل فرآیندی خط مشی گذاری و ارائه الگویی بومی مبتنی بر داده های میدانی استان مازندران است. این مدل، علاوه بر اتکا به واقعیت های نهادی و سیاسی مدیریت شهری ایران، با ادبیات نظری خط مشی عمومی نیز پیوند دارد و می تواند به عنوان چارچوبی تحلیلی و اجرایی برای اصلاح نظام خط مشی گذاری مدیریت شهری در سایر استان های کشور مورد استفاده قرار گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که گذار از خط مشی گذاری سیاسی و مقطعی به خط مشی گذاری گفتمان محور، مشارکتی و دانش بنیان، پیش شرط ارتقای حکمرانی شهری در ایران است.
کلیدواژه ها:
خط مشی گذاری عمومی ، تحلیل مضمون ، گفتمان بازیگران خط مشی ، مدل فرآیندی خط مشی گذاری ، حکمرانی شهری ، مشارکت نهادی ، استان مازندران ، چرخه خط مشی ، تصمیم گیری شهری
نویسندگان
حسین قربانی
دکتری تخصصی PhD مدیریت دولتی گرایش تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی دانشگاه تهران
ناصر عسگری
دانشیار گروه مدیریت دولتی ، دانشکده مدیریت ، دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری ، تهران ، ایران.
طیبه عباسی
دانشیار گروه خط مشی و اداره امور عمومی ، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی ، دانشگاه تهران ، تهران ، ایران .
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :