مدل سازی دینامیکی غیرخطی، کنترل برداری هوشمند و بهینه سازی راندمان در موتورهای القایی AC: مروری جامع بر داده های تجربی و تحلیل روش های کنترلی پیشرفته از کنترل میدان گرا تا تخمین گرهای تطبیقی بدون سنسور

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CEMENFCONF02_071

تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1405

چکیده مقاله:

موتور القایی AC به عنوان پرکاربردترین ماشین الکتریکی در صنعت مدرن با سهم بیش از ۸۰ درصد از کل موتورهای مصرفی، نقشی حیاتی در کاربردهایی از قبیل پمپ ها، کمپرسورها، نوار نقاله ها، خودروهای الکتریکی و توربین های بادی ایفا می کند، با این حال چالش هایی نظیر کنترل دشوار سرعت در حالت اتصال مستقیم به شبکه، جریان راه اندازی بسیار بالا (۵ تا ۸ برابر جریان نامی)، وابستگی عملکرد کنترل برداری به دقت پارامترهای موتور به ویژه مقاومت روتور که با دما تغییر می کند، کاهش راندمان در بارهای جزیی و تولید هارمونیک های ناخواسته توسط درایوهای PWM، دستیابی به کنترل دقیق و کارآمد انرژی را با دشواری مواجه ساخته است. این مقاله با هدف بررسی جامع مبانی تئوری، رفتار دینامیکی و روش های کنترلی پیشرفته موتورهای القایی تدوین گردیده است. ابتدا ساختار و اصول عملکرد شامل انواع روتور قفس سنجابی و سیم پیچی شده، معادلات حاکم در دستگاه مرجع دوار dq (تبدیل پارک)، روش های کنترل سرعت (کنترل ولتاژ، کنترل مقاومت روتور، کنترل فرکانس-ولتاژ)، کنترل برداری میدان گرا، کنترل مستقیم گشتاور و کنترل پیشبین مبتنی بر مدل تشریح شده است. مرور نظام مند پیشینه پژوهش نشان می دهد که از اختراع نخستین موتور القایی توسط تسلا در سال ۱۸۸۸ تا درایوهای هوشمند امروزی، تحولات مهمی شامل توسعه کنترل برداری توسط بلاشکه در سال ۱۹۷۲ که انقلابی در کنترل موتورهای القایی ایجاد کرد، معرفی کنترل مستقیم گشتاور در سال ۱۹۸۵، ظهور کنترل پیشبین مبتنی بر مدل و کنترل بدون سنسور در دو دهه اخیر و پیشرفت چشمگیر در مواد هسته نظیر فولادهای آمورف و نانوکریستال رخ داده است. تحلیل داده های تجربی سایر پژوهشگران حاکی از آن است که موتورهای القایی با هسته فولاد آمورف می توانند تلفات آهنی را تا ۷۸.۵ درصد کاهش داده و به راندمان بالای ۹۵ درصد در کلاس IE۵ دست یابند، کنترل برداری زمان پاسخ گشتاور را از ۴۵ میلی ثانیه در روش V/f به ۴ میلی ثانیه کاهش می دهد و کنترل مستقیم گشتاور قادر است زمان پاسخ گشتاور را به کمتر از ۰.۸ میلی ثانیه برساند. همچنین مشخص شد که تخمین مقاومت روتور مبتنی بر شبکه عصبی خطای تخمین سرعت را در شرایط افزایش دمای روتور از ۲۵ به ۱۲۰ درجه سانتی گراد از ۸.۵ درصد به ۱.۵ درصد کاهش می دهد، روش فیلتر کالمن تطبیقی جدید خطای تخمین سرعت را در سرعت ۰.۵ هرتز به ۰.۴ درصد می رساند و میانگین راندمان در کلاس های راندمان IE۱ تا IE۵ به ترتیب ۸۲، ۸۶، ۸۹.۵، ۹۲ و ۹۴.۵ درصد است. در پایان، نتیجه گیری شده است که موتور القایی با وجود چالش های موجود به دلیل سادگی ساختار، قابلیت اطمینان فوق العاده و هزینه پایین، یک انتخاب بی بدیل برای طیف گسترده ای از کاربردها باقی می ماند و پیشنهادهایی شامل توسعه مدل های دینامیکی چندفیزیکی، طراحی موتورهای با راندمان IE۶ با هسته نانوکریستال، پیاده سازی درایوهای کنترل برداری تطبیقی با تخمین گرهای هوشمند، بهینه سازی طراحی شیارهای روتور برای بهبود گشتاور راه اندازی و انجام پژوهش های میان رشته ای در زمینه مواد ابررسانا و هسته های بدون آهن ارائه گردیده است.

کلیدواژه ها:

موتور القایی AC ، کنترل برداری میدان گرا ، کنترل مستقیم گشتاور ، کنترل پیشبین مبتنی بر مدل ، فولاد آمورف و نانوکریستال ، تخمین مقاومت روتور ، راندمان IE۵ ، کنترل بدون سنسور

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی