فردیت عشق در غزلیات منزوی
محل انتشار: مجله بهارستان سخن، دوره: 18، شماره: 52
سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_BAHARESTAN-18-52_009
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
چکیده تا پیش از عصر مشروطیت، معشوق شعر فارسی، غالبا با سیمایی کلی، مبهم، فاقد هویت عینی و غرق در هاله ای از تقدس و رازناکی در شعر شاعران تجلی می یافت. اما از عصر مشروطه با ظهور گفتمان های تازه، از جمله توجه به جایگاه زن و فردیت او در عرصه جامعه و خانواده، ماهیت معشوق دگرگون شد و چهره ای ملموس و عینی یافت، آن معشوق رازآمیز، آرمانی و آسمانی، مبدل به معشوقی زمینی و این جهانی شد با جلوه های مادی و محسوس. در کنار گونه های متنوع معشوق که در میراث شعری یک قرن اخیر تجلی یافته اند؛ به تبع توجه به نقش زن و باز تعریف نظام خانواده، به گونه ای دیگر از معشوق مواجه ایم که همانا همسر واقعی شاعر است. معشوقی که وجود تابوهای فرهنگی و اخلاقی و نیز دیگر عوامل اجتماعی از جمله فاصله موجود بین عشق و زناشویی، مانع ظهور و بروز آن در اشعار عاشقانه کلاسیک می شد. در این مقاله، به شیوه تحلیلی – توصیفی در پی باز نمودن ابعاد و آفاق این گونه عشق ورزی در غزلیات حسین منزوی از منظر فردیت عشق، بودیم و به این نتیجه رسیدیم که در پرتو تغییر و تکامل ساختارهای فکری و فرهنگی و نیز تحول در نظام زیبایی شناختی شعر معاصر، فردیت در جایگاه درخور تاملی قرار گرفته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضا هادی لو
دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
تورج عقدایی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
حیدر حسنلو
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
مهری تلخابی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.