خوانش پسااستعماری تجربه زنانه و مردانه از مهاجرت با نگاهی به «هم نوایی شبانه ارکستر چوبها» رضا قاسمی و «بازگشت»گلی ترقی
محل انتشار: فصلنامه هنر و ادبیات تطبیقی، دوره: 2، شماره: 4
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 42
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IALCSA-2-4_005
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
ادبیات مهاجرت، به آثار ادبی ای اطلاق می شودکه توسط مهاجران و معمولا به زبان مادری خلق می شود. مردان مهاجر پابه پای هم در ایجاد ادبیات مهاجرت موثر بوده اند. این پژوهش در این راستا صورت گرفت که آیا زنان و مردان تجربه متفاوتی از مهاجرت دارند؟ آیا تجربه متفاوتی از مهاجرت را به رشته تحریر در می آورند؟ به این منظور دو رمان از دو نویسنده برجسته ایرانی که نویسندگی را در ایران آغاز کرده اند و پس از مهاجرت به فرانسه، نویسندگی را در سرزمین دیگری ادامه داده اند، انتخاب شد. «هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها» نوشته رضا قاسمی و «بازگشت» نوشته گلی ترقی، زندگی مهاجران را به تصویر کشیده است.برای بررسی این دو اثر از نظریات ادوارد سعید و هومی بابا دو نظریه پرداز در حوزه پسا استعمار بهره گرفتیم. در هر دو روایت، بر اساس نظر هومی بابا مهاجر (راوی اصلی داستان) در «آستانه» قرار دارد، همچنان که هومی بابا معتقد است به مرحله «ناخانگی» می رسد اما هیچ یک از شخصیت های اصلی در این مرحله نمی مانند. راوی رمان «بازگشت»، برگشتن به وطن را انتخاب می کند و راوی رمان «همنوایی» مرگ و استحاله را. در مجموع می توان گفت مهاجر زن «بازگشت» نگاه خوشبینانه تری نسبت به وطن دارد، و حتی سازگاری بیشتری با غربت نیز پیدا کرده است.نگاه او به هومی بابا نزدیک تر است تا جایی که بازگشت را انتخاب می کند و نگاه راوی «همنوایی» به سعید نزدیک تر است به خصوص در بحث تقابل شرق و غرب نگاه بدبینانه به وطن، عدم پذیرش غرب به عنوان خانه و مساله تبعید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا لرستانی
گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.