معماری قدسی در جهان اسلام بازتاب دهنده مفاهیم عمیق دینی و معرفتی است و در ایران شیعی، مسجد جایگاهی فراتر از یک مکان صرفا عبادی یافته است. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل تطبیقی
عدالت و انصاف در معماری مساجد ایرانی از دوره سلجوقی تا زمان معاصر، ده شاخص اصلی مبتنی بر آیات قرآن و مبانی فکری شیعی استخراج کرده و به کارگیری آن ها را در یک مدل ترکیبی کمی و کیفی بررسی کرده است. روش تحقیق شامل تحلیل محتوای ساختاری، تدوین پرسش نامه و تحلیل آماری داده ها بوده است. اطلاعات با مشارکت ۱۵۰ متخصص معماری جمع آوری شده و ازطریق آزمون های توصیفی، تحلیل واریانس، هم بستگی و رگرسیون چندمتغیره ارزیابی شده اند. نتایج نشان می دهد که عدالت فضایی در معماری تاریخی مساجد ایران، به ویژه در دوره صفویه، به اوج خود رسیده است. مسجد امام اصفهان با ویژگی هایی مانند هندسه دقیق، سلسله مراتب هدایت کننده، نورپردازی معنوی، تناسبات سازه ای متعادل و انسجام فضایی، بالاترین امتیاز عدالت فضایی را کسب کرده است. در نقطه مقابل، یکی از مساجد معاصر مورد مطالعه با وجود داشتن برخی ویژگی های فرمی، به دلیل ضعف در بازنمایی هویت قدسی، نقص در سلسله مراتب عبادی و نبود توازن در دسترسی ها، پایین ترین امتیاز را دریافت کرده است. این پژوهش نشان می دهد که عدالت فضایی نه تنها مفهومی قابل اندازه گیری است، بلکه قادر است مبنایی نظری و عملی برای بازآفرینی معماری دینی معاصر فراهم کند. چهارچوب ارائه شده علاوه بر امکان تحلیل تاریخی، برای طراحی و ارزیابی مساجد جدید نیز کاربرد دارد و راهنمایی ارزشمند برای طراحان در راستای تقویت تجربه عدالت فضایی است.