مطالعه تطبیقی رشد اخلاقی در نظریه های روان شناسی و آموزه های اسلامی با تمرکز بر نظریه های رشد اخلاقی پیاژه و کلبرگ
سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 67
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JSIED-6-2_014
تاریخ نمایه سازی: 16 تیر 1405
چکیده مقاله:
این تحقیق با هدف انجام مطالعه ای تطبیقی میان نظریه های رشد اخلاقی پیاژه و کلبرگ در روان شناسی و آموزه های اسلامی صورت گرفته است. با بهره گیری از روش کیفی و تحلیل محتوای تطبیقی، این پژوهش به واکاوی مبانی، مراحل، محرک ها و غایات رشد اخلاقی در هر دو منظومه فکری پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که نقطه اشتراک این دو دیدگاه، تاکید بر نقش فعال عقل و تدریجی بودن فرآیند رشد است. با این حال، شکاف های بنیادینی نیز شناسایی شد: منشا اخلاق در نظریه های روان شناختی، «ساختارهای شناختی» و «تعامل اجتماعی» است، در حالی که در اسلام، «فطرت الهی» و «وحی» این نقش را ایفا می کنند. محرک رشد در نگاه پیاژه و کلبرگ «تعادل جویی شناختی» است، اما در اسلام «ایمان»، «اراده» و «تزکیه نفس» موتور محرک اصلی است. همچنین، غایت نهایی در نظریه های غربی، «استقلال اخلاقی و پایبندی به اصول انتزاعی» است، اما در اسلام، «قرب به خدا و کسب رضایت الهی» به عنوان عالی ترین هدف ترسیم می شود. این تحقیق نتیجه می گیرد که آموزه های اسلامی با حفظ دستاوردهای ارزشمند روان شناسی در تبیین سیر شناختی، با ارائه چارچوبی فطری، الهیاتی و غایت محور، عمق، معنویت و جامعیت بی بدیلی به مفهوم رشد اخلاقی می بخشد و آن را از یک «فرآیند استدلالی» صرف به یک «سلوک وجودی» برای تعالی و کمال مطلق ارتقا می دهد. این تحقیق با هدف انجام مطالعه ای تطبیقی میان نظریه های رشد اخلاقی پیاژه و کلبرگ در روان شناسی و آموزه های اسلامی صورت گرفته است. با بهره گیری از روش کیفی و تحلیل محتوای تطبیقی، این پژوهش به واکاوی مبانی، مراحل، محرک ها و غایات رشد اخلاقی در هر دو منظومه فکری پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که نقطه اشتراک این دو دیدگاه، تاکید بر نقش فعال عقل و تدریجی بودن فرآیند رشد است. با این حال، شکاف های بنیادینی نیز شناسایی شد: منشا اخلاق در نظریه های روان شناختی، «ساختارهای شناختی» و «تعامل اجتماعی» است، در حالی که در اسلام، «فطرت الهی» و «وحی» این نقش را ایفا می کنند. محرک رشد در نگاه پیاژه و کلبرگ «تعادل جویی شناختی» است، اما در اسلام «ایمان»، «اراده» و «تزکیه نفس» موتور محرک اصلی است. همچنین، غایت نهایی در نظریه های غربی، «استقلال اخلاقی و پایبندی به اصول انتزاعی» است، اما در اسلام، «قرب به خدا و کسب رضایت الهی» به عنوان عالی ترین هدف ترسیم می شود. این تحقیق نتیجه می گیرد که آموزه های اسلامی با حفظ دستاوردهای ارزشمند روان شناسی در تبیین سیر شناختی، با ارائه چارچوبی فطری، الهیاتی و غایت محور، عمق، معنویت و جامعیت بی بدیلی به مفهوم رشد اخلاقی می بخشد و آن را از یک «فرآیند استدلالی» صرف به یک «سلوک وجودی» برای تعالی و کمال مطلق ارتقا می دهد.
کلیدواژه ها:
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :