سابقه و هدف: چوب به عنوان یکی از اساسی ترین مواد زیستی تجدیدپذیر، نقش تعیین کننده ای در سیر تحول و پیشرفت تمدن بشری داشته است. شناسایی دقیق
چوب آلات باستانی می تواند شیوه های بهره برداری از منابع طبیعی و راهبردهای سازگاری جمعیت های گذشته با محیط پیرامون را آشکار کرده و شواهد مستقیمی برای بازسازی پوشش گیاهی دیرینه منطقه، شبکه های تجارت چوب و میزان تاثیرگذاری انسان بر اکوسیستم را فراهم نماید. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی علمی نمونه های چوبی به دست آمده از کاوش های باستان شناسی در منطقه منصورآباد استان یزد است.مواد و روش ها: تعداد شش نمونه چوب باستانی (سه نمونه داربست، دو نمونه سبد و یک نمونه کفش چوبی) از موزه علوم زمین سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی برای شناسایی بررسی شدند و از هر نمونه باستانی با رعایت ضوابط موزه و کمترین آسیب وارده به آنها، تراشه های کوچکی برش داده شد. برای انجام مطالعات آناتومیکی، پس از نرم شدن بافت نمونه ها در محلول شامل الکل ۹۸ درصد، آب و گلیسیرین، با استفاده از میکروتوم لغزشی، مقاطع نازک به ضخامت ۱۵ میکرومتر در سه جهت عرضی، شعاعی و مماسی برش داده شدند. سپس مقاطع با محلول یک درصد سافرانین رنگ آمیزی، بر روی لام تثبیت و با استفاده از میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. همچنین به منظور اندازه گیری ابعاد سلولی، از وابری الیاف با استفاده از روش فرانکلین استفاده شد. درنهایت ویژگی های آناتومی نمونه ها به طور دقیق و براساس فهرست ویژگی های ارائه شده توسط انجمن بین المللی آناتومیست های چوب (IAWA) بررسی شد.نتایج: نتایج بررسی ویژگی های آناتومیکی و مورفولوژیکی شش نمونه چوبی تاریخی از منطقه منصورآباد یزد شامل سبد، کفش و داربست نشان داد که همه نمونه ها دارای مرز
حلقه رویشی مشخص بودند. نمونه سبد، به دلیل تهیه از شاخه های یکساله و داشتن یکسال حلقه رویشی، بافت چوبی کمتری داشته و پراکنش آوندی آن به صورت منفرد و گاهی در حالت شعاعی مشاهده شد، درحالی که در نمونه کفش آرایش آوندها مورب و عمدتا در گروه های مماسی و خوشه ای، به ویژه در چوب پایان بود. در نمونه داربست بیش از ۹۰ درصد آوندها به صورت منفرد قرار داشتند. در تمامی نمونه ها دریچه آوندی ساده و منافذ بین آوندی متناوب با قطر غالب ۷-۴ میکرومتر گزارش شد. حضور ضخامت های مارپیچی در آوندها، به ویژه در آوندهای باریک و وجود تراکئیدهای آوندی از دیگر ویژگی های مشترک بین نمونه ها بود. پارانشیم محوری در سبد و داربست به صورت پراکنده و در کفش به صورت دورآوندی دیده شد. در تمامی نمونه ها اشعه های چوبی عمدتا پهن و چند ردیفه بودند و در داربست از نوع همگن با سلول های خوابیده و در دیگر نمونه ها ناهمگن گزارش شد. نتایج وابری الیاف نشان داد طول
عناصر آوندی در سبد بیشتر و در نمونه داربست و کفش کوتاه تر بود. آثار تخریب زیستی نیز در دیواره سلولی همه نمونه ها مشاهده شد.نتیجه گیری: با توجه به ویژگی های آناتومیکی و مورفولوژیکی نمونه های مورد بررسی، نمونه سبد جنس بادام (Amygdalus)، نمونه کفش جنس داغداغان (Celtis) و نمونه داربست سنجد (Elaeagnus angustifulia) شناسایی شد. بادام کوهی (Amygdalus scoparia) با داشتن شاخه های ترکه ای، راست و با انعطاف بالا یکی از گونه های مناسب در سبدبافی است. همچنین چوب داغداغان برای ساخت کفش و سنجد نیز برای داربست چوبی معادن، با توجه به داشتن ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مطلوب انتخاب مناسبی در گذشته بوده است. با توجه به پراکنش این درختان و درختچه ها در استان یزد چه به صورت دست کاشت و چه خودرو، استفاده از آنها در سازه های معماری و هنرهای دستی نشان از شناخت دقیق، استفاده بهینه و هوشمندانه مردمان گذشته از منابع در دسترس محلی دارد.