واکاوی فرد و جامعه در اندیشه اجتماعی متفکران غربی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_488

تاریخ نمایه سازی: 15 تیر 1405

چکیده مقاله:

نسبت فرد و جامعه یکی از بنیادی ترین مباحث در فلسفه سیاسی، جامعه شناسی و علوم انسانی غرب است. این مسئله از دوران یونان باستان تا نظریه های معاصر همواره موضوع مناقشه بوده و متفکران مختلف، تقدم فرد یا جامعه، نقش ساختارها، عاملیت انسانی و حدود آزادی را به شیوه های متفاوت تبیین کرده اند. این مقاله با رویکرد تحلیلی تطبیقی، دیدگاه های متفکران کلاسیک و مدرن غربی از مارکس، دورکیم،پارسونز، وبر، فوکو و گیدنز را بررسی می کند و نشان می دهد که رابطه فرد و جامعه یک دوگانه ساده تقدم و تاخر نیست، بلکه فرآیندی چندبعدی و تاریخی است. دورکیم و پارسونز جامعه و نظم هنجاری را مقدم بر فرد می دانند در حالی که مارکس فردیت را محصول جایگاه طبقاتی و روابط تولید معرفی می کند .وبر با فردگرایی روش شناختی، کنش معنادار فردی را بنیان نظم اجتماعی می داند. فوکو با نقد هر دو رویکرد، فرد و جامعه را برساخته قدرت/دانش معرفی می کند گیدنز نیز با نظریه ساخت یابی نشان می دهد که ساختار و عاملیت در رابطه ای بازتولیدی و هم زمان قرار دارند نتیجه نهایی پژوهش این است که فرد و جامعه باید در قالب یک رابطه پویا و متقابل فهم شوند، نه در قالب تقدم یکی بر دیگر.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

کرم الله جوانمرد

استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه حضرت آیت الله العظمی بروجردی

هانیه علیپور

دانشجوی کارشناسی ارشد گروه جامعه شناسی، دانشگاه حضرت آیت الله العظمی بروجردی